ایلاف: چارچوب مفهومی توسعه صنعتی جمهوری اسلامی ایران در امتداد کلان راهبرد
نویسندگان
1 دانش آموخته دکتری علوم سیاسی،دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه عالمه طباطبائی، تهران. ایران.
2 استاد گروه مدیریت، دانشکده مدیریت و مهندسی صنایع، دانشگاه صنعتی مالک اشتر، تهران، ایران
3 استادیار گروه اقتصاد، دانشکده مدیریت و مهندسی صنایع، دانشگاه صنعتی مالک اشتر، تهران، ایران
doi
10.22034/jmi.2025.513288.3192چکیده
این پژوهش با تمرکز بر دغدغههای راهبردی جمهوری اسلامی ایران در حوزه توسعه صنعتی و ارتقای قدرت ملی، به تبیین و توسعه چارچوب مفهومی «ایلاف» میپردازد. در گام نخست، با رویکردی روایتپژوهانه، مجموعهای از شواهد تجربی درخصوص ناکامیهای تاریخی صنعت کشور مورد واکاوی قرار میگیرد. در ادامه، ریشههای این ناکامیها در قالب یک مدل پویاییشناسی با تأکید بر دو حلقه تقویتکننده بازنمایی شده و روند انباشت ناکارآمدی در ساختار تاریخی صنعت ایران، تحت تأثیر تنشهای ژئوپلیتیکی برونزا و حکمرانی واگرای درونی، تحلیل میشود.در گام بعد، با بازخوانی مفهوم «کلانراهبرد»، امکانهای توسعه صنعتی در بستر پیچیدگیهای امنیتی و وضعیت تنهایی استراتژیک ایران در عرصه رقابت قدرتهای جهانی بررسی میشود. در این خوانش نوین، «کلان راهبرد» به قابلیت حل همزمان معادلات راهبردی خارجی و داخلی در یک دستگاه منسجم اشاره دارد که در تلاقی ارکان سهگانه 1)دیپلماسی راهبردی، 2)حکمرانی همگرا و 3)زنجیرههای ارزش راهبردی، امکان تحقق پیدا میکند. چارچوب مفهومی ایلاف بر آن است تا راهبرد توسعه صنعتی را با کلانراهبرد ملی همراستا ساخته و این دو را در راستای تثبیت موقعیت جمهوری اسلامی ایران در معادلات قدرت جهانی به وحدت برساند. بدینسان، ایلاف هم فرآیند توسعه صنعتی کشور را در امتداد کلانراهبرد نظام قرار میدهد و هم کلانراهبرد را نسبت به ملزومات و اقتضائات توسعه صنعتی حساس و هوشمند میسازد.این پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی انجام شده است. دادهها از طریق تحلیل اسناد و مصاحبه باز گردآوری شده است و در مرحله بعد، در چارچوب روش چهارمرحلهای اسپریگنز و با استفاده از رویکرد گروه کانونی مورد تحلیل قرار گرفتهاند.