تناسب راهبردی میان شرکای بالقوه در صنایع کوچک و متوسط در صنعت قطعه سازی خودروی ایران؛ معیارها و مولفه ها

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری مدیریت دولتی گرایش تصمیم گیری و خط مشی گذاری عمومی، دانشکده مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت صنعتی گرایش استراتژی صنعتی، دانشکده مدیریت، دانشگاه امام صادق (ع)، تهران، ایران

3 دانشجوی دکتری مدیریت صنعتی گرایش مدیریت سیستم‌ها، دانشکده مدیریت، دانشگاه امام صادق (ع)، تهران، ایران

4 استادیارگروه مدیریت صنعتی، دانشکده مدیریت، دانشگاه امام صادق (ع)، تهران، ایران

doi
10.22034/jmi.2025.472929.3124
چکیده

با تغییر نظام توسعه در صنعت، مفاهیم جدیدی نظیر هم‌رقابتی، شراکت راهبردی و ... در ادبیات این حوزه گسترش یافت و هر چقدر صنعت مورد مطالعه دارای ذی‌نفعان مختلف و متنوع‌تری باشند، توسعه مباحث در آن صنعت بیشتر شده است. یکی از راهبردهای توسعه صنعت قطعه ‌سازی خودرو، استفاده از ظرفیت شراکت‌های راهبردی در صنایع کوچک و متوسط آن است. پژوهش حاضر که با رویکرد کیفی – کمّی انجام شده است ضمن شناسایی معیارها و مولفه‌های تناسب راهبردی میان شرکای بالقوه در صنایع کوچک و متوسط در صنعت قطعه سازی خودروی ایران به اولویت‌بندی آن‌ها نیز پرداخته است. بدین منظور پس از انجام مرور سیستماتیک در ادبیات این حوزه و اخذ مصاحبه‌های اکتشافی از خبرگان و ساماندهی آن‌ها با روش تحلیل مضمون، مولفه‌ها استخراج گردید و با استفاده از روش تاپسیس رتبه‌بندی شد. یافته‌ها و نتیجه گیری: نتایج نشان می‌دهد که با توجه به پنج معیار ارتقای عمق رابطه، ایجاد مزیت در هزینه، پایداری رابطه، ارتقای ظرفیت توسعه بازار، کاهش فشار خارجی و ایجاد ظرفیت در توسعه و ارتقای دانش و فناوری به ترتیب مولفه‌های مکمل بودن شرکا، تناسب ارتباطی - رابطه‌ای بین شرکا، همسویی در استراتژی سازمانی شرکا و 10 عامل دیگر دارای اهمیت بیشتری هستند. در بخش پایانی پژوهش نیز با بررسی تک تک مولفه‌ها، به اهمیت آن‌ها در تحقق هر یک از معیارها اقدام شده است که می‌تواند حاوی توصیه‌های سیاستی باشد.