تأثیر کاربریهای مختلف اراضی بر ترسیب کربن و فرسایش خاک در منطقه جزینک سیستان
نویسندگان
1 دانشیار دانشکدۀ منابع طبیعی. دانشگاه گیلان، گیلان، ایران.
2 دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته بیابان زدایی، دانشکدۀ آب و خاک، دانشگاه زابل، زابل، ایران.
3 دانشیار دانشکدۀ آب و خاک، دانشگاه زابل، زابل، ایران.
doi
10.22034/jdmal.2022.553384.1385چکیده
هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی تأثیر کاربریهای مختلف جنگل، مرتع، نیزار و بایر بر میزان ترسیب کربن و فرسایشپذیری خاک در منطقۀ جزینک واقع در شهرستان زهک، استان سیستان و بلوچستان است. برای این منظور پس از ارزیابی میدانی انواع کاربریها، نمونههایی از عمقهای 30- 0 و 30-60 سانتیمتری خاک در هر کاربری برداشت شد. برخی ویژگیها شامل کربن آلی خاک، بافت، جرم مخصوص ظاهری، کربن ترسیب شده و شاخص پایداری خاکدانهها (MWD) طبق روشهای استاندارد اندازهگیری شد. تجزیه و تحلیل دادهها از طریق آنالیز یک طرفه ANOVA در قالب طرح بلوک کاملاً تصادفی و مقایسه میانگینها با استفاده از آزمون توکی در سطح اعتماد 95% با استفاده از نرمافزار SPSS انجام شد. نتایج نشان داد که مقدار جرم مخصوص ظاهری درکاربری نیزار در عمقهای مختلف بهترتیب0.992gr/cm3 و0.956gr/cm3 کمترین، و در بایر بهترتیب 1.59gr/cm3 و 1.61gr/cm3 بیشترین مقدار بوده است. ترسیب کربن در کاربری نیزار بهترتیب در عمقهای اول و دوم خاک 3234.02kg/ha و 2455.32kg/ha بیشترین مقدار بهدست آمد. کمترین مقدار آن مربوط به اراضی بایر به ترتیب در عمقهای اول و دوم خاک 1967.37kg/ha و 987.65kg/ha میباشد. پایداری خاک در بایر 0.342mm کمترین مقدار و در نیزار 1.67mm بیشترین مقدار را داشت. در پژوهش حاضر مشخص شد که هر چه مقدار کربن و ماده آلی خاک بیشتر و جرم مخصوص کمتر باشد، خاک دارای پایداری و مقاومت بیشتری نسبت به فرسایش است. در این منطقه کاربریهای نیزار و جنگل بیشترین سطح پایداری و ترسیب کربن را در بین کاربریها دارد. این یافتهها میتواند برای تصمیمگیری و به کارگیری شیوههای صحیح مدیریتی و برنامههای بیابانزدایی در مناطق خشک مشابه این منطقه، مفید باشد.