آسیبشناسی سیاستهای اعطای اعتبارات پژوهشی دولتی: موردکاوی سامانه ساتع
نویسندگان
1 استادیار گروه سیاست علوم و تحقیقات، مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور، تهران ایران
2 استادیار، گروه سیاست نوآوری و آیندهنگاری، پژوهشکده مطالعات فناوری، تهران، ایران.
3 استادیار، گروه ارزیابی سیاستها و پایش علم، فناوری و نوآوری، مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور، تهران، ایران.
4 گروه سیاست نوآوری و آیندهنگاری، پژوهشکده مطالعات فناوری، تهران، ایران
doi
10.22034/jmi.2024.424964.3041چکیده
با توجه اهمیت پژوهش در رشد و توسعه اقتصادی، کشورهای مختلف در تلاش هستند که با استفاده از سیاستها و برنامههای مختلف اعتبارات محدود دولتی را به صورت اثربخش به فعالیتهای پژوهشی اختصاص دهند. یکی از سیاستهای توزیع اعتبار پژوهشی در کشور بند «و» تبصره 9 ماده واحده قانون بودجه 1401 است که از سال 1397 تا زمان حال در حال اجرا است و با نام سامانه ساتع شناخته میشود. با توجه به بازخوردهای ذینفعان، این سیاست از نظر محتوا و فرآیند اجرا دارای چالشهای متعددی است؛ لذا پژوهش حاضر به دنبال آسیبشناسی سیاست مذکور است. در این راستا دادهها از طریق بررسی اسناد و گزارشهای موجود و همچنین مصاحبه با ده نفر از ذینفعان گردآوری و با استفاده از تکنیک تحلیل مضمون تحلیل شد. در نهایت هجده چالش در دو بخش محتوای سیاست (هفت مورد) و فرآیند اجرا (یازده مورد) استخراج شدند. از جمله مهمترین چالشهای میتوان به «خُرد کردن اعتبارپژوهشی نهادهای مشمول از طریق تقسیم آن به دو بخش شصت-چهل درصد» و «عدم نظارت بر فرآیند انتخاب مجری نهایی» اشاره کرد. افزایش سهم هزینهای که بنگاهها باید از طریق این سامانه ساتع هزینه کنند و همچنین فراهم کردن زمینه بهرهمندی از ظرفیت کارگزارهای تبادل فناوری از جمله پیشنهادهایی هستند که به اصلاح این سیاست کمک میکنند.