راهکارهای مدیریت خطر فرونشست زمین در دشت سیدان- فاروق استان فارس با رویکرد نیروی محرک-فشار-وضعیت-اثر-پاسخ
نویسندگان
1 دانشیار پژوهشکده حفاظت خاک و آبخیزداری، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران
2 دانشیار پژوهشکده حفاظت خاک و آبخیزداری، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران
3 دانشیار بخش تحقیقات حفاظت خاک و آبخیزداری، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان فارس، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، شیراز، ایران
4 کارشناس ارشد پژوهشکده حفاظت خاک و آبخیزداری، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران
doi
10.22092/wmrj.2022.358262.1465چکیده
مقدمه و هدفیکی از خطرهای مهم طبیعی، فرونشست زمین است. این پدیده در ایران، با توجه به استخراج بی رویه ی منابع آب زیرزمینی به وفور مشاهده شده و متأسفانه مناطق بیشتری در معرض آن قرار می گیرند. ابزار DPSIR یا چارچوب نیروی محرک- فشار- وضعیت- اثر- پاسخ، ابزاری است که از روش رابطههای علت و معلولی میان فعالیتهای انسانی و محیطزیست به توصیف مشکلات محیطزیستی میپردازد. این چارچوب، زمینهای را فراهم میکند تا انواع شاخصهای متفاوت با یکدیگر ترکیب شوند و نه تنها آثار محیطزیستی بلکه آثار اقتصادی و اجتماعی ناشی از از تغییرات در وضعیت زیست بوم ها را نیز در نظر میگیرد. هدف این پژوهش آن است که با استفاده از ابزار DPSIR، رابطههای علت و معلولی را برای مهمترین مسائل و مشکلات خطر پدیده ی فرونشست زمین در یکی از دشت های مهم و بحرانی استان فارس (سیدان- فاروق) را بررسی و مناسبترین پاسخهای مدیریتی و غیر مدیریتی را برای بهبود وضعیت فعلی ارائه نماید.مواد و روشهاابتدا مشکلات دشت سیدان- فاروق مبتنی بر مطالعات کتابخانهای، پرسش از کارشناسان و مراجعه به منطقه تعیین و بر همین اساس راهبردهای احتمالی مشخص شد. سپس از ابزار DPSIR، به منظور شناسایی تحلیل رابطههای علت و معلولی بین عاملهایی که تعیینکنندهی مشخصههای تأثیرگذار بر فرونشست زمین در دشت هستند استفاده و جدول DPSIR برای خطر فرونشست زمین در این دشت تهیه شد. به منظور اولویتبندی و تعیین اهمیت مشکلات، فشارها و راهبردهای مدیریتی دشت از پرسشنامه با طیف لیکرت به عنوان ابزار سنجش استفاده و از 40 کارشناس خبره نظرسنجی شد. برای رتبهبندی گویهها از آزمون فریدمن و برای بررسی پایایی پرسشنامه از روش آلفای کرونباخ با کاربرد نرمافزار SPSS نسخه ی 22 استفاده شد. سپس از آزمون فریدمن برای تجزیه ی واریانس دوطرفه از روش رتبهبندی و همچنین مقایسه ی میانگین رتبهبندی گروههای مختلف با کاربرد نرمافزار SPSS انجام شد.نتایج و بحثرتبهبندی گویههای مؤلفه ی نیروی محرک در دشت سیدان- فاروق استان فارس نشان داد اندازهی میانگین رتبهها از 1/86 تا 4/45 متغیر است. رتبهبندی گویهها نشاندهنده ی تفاوت معنیدار گویههای مؤلفه ی نیروی محرک است، بهطوری که گویه ی جمعیت با میانگین رتبه ی 4/45 و گویه ی توسعه ی صنایع با میانگین رتبه ی 1/86، به ترتیب امتیاز رتبه ی اول و پنجم را گرفتند. ازاینرو در دشت سیدان- فاروق در مؤلفه ی نیروی محرک، در تشدید خطر فرونشست زمین عاملهای جمعیت، توسعه ی کشاورزی، توسعه ی باغها، تغییر اقلیم و توسعه ی صنایع، به ترتیب بیشترین اولویت را داشتند. اندازهی میانگین رتبههای مؤلفه ی فشار، از 1/25 تا 5/40 متغیر بود. تفاوت معنیداری در رتبهبندی گویههای مؤلفه ی فشار نشان داده شد، بهطوریکه گویه ی برداشت از سفره ی آب زیرزمینی در بخش کشاورزی با میانگین رتبه ی 5/40 و همچنین گویه ی برداشت از سفره ی آب زیرزمینی در بخش خانگی با میانگین رتبه ی 1/25، به ترتیب امتیاز رتبه ی اول و ششم را گرفتند. ازاینرو در دشت سیدان-فاروق در مؤلفه ی فشار، در تشدید خطر فرونشست زمین، عاملهای برداشت از سفره ی آب زیرزمینی در بخش کشاورزی، رعایت نکردن حقابه ی زیست محیطی آبخوان، کاهش بارندگی، برداشت از سفره ی آب زیرزمینی در بخش باغها، برداشت از سفره ی آب زیرزمینی در بخش صنایع و برداشت از سفره ی آب زیرزمینی در بخش خانگی، به ترتیب بیشترین اولویت را داشتند. اندازهی میانگین رتبه ها در مؤلفه ی پاسخ، از 2/35 تا 5/75 متغیر است. رتبه بندی در گویههای مؤلفه ی پاسخ نیز، نشاندهنده ی تفاوت معنیدار است، به طوری که گویه ی افزایش راندمان آبیاری با میانگین رتبه ی 5/75 و همچنین گویه ی تغذیه ی نقطه ای آب در دشت با میانگین رتبه ی 2/35، به ترتیب امتیاز رتبه ی اول و ششم را گرفتند. بنابراین در مؤلفهی پاسخ، در کاهش خطر فرونشست زمین در این دشت، به ترتیب عاملهای افزایش راندمان آبیاری، تغییر الگوی کشت، کنترل برداشت چاه های مجاز، عملیات آبخوانداری، انسداد چاه های غیر مجاز، اقدامهای فرهنگی و تغذیه ی نقطه ای آب در دشت، بیشترین اولویت را داشتند.نتیجه گیری و پیشنهادهابر منابع آبی دشت سیدان-فاروق پنج نیروی محرک (D)، باعث ایجاد شش فشار (P) شدهاند که برداشت از سفرهی آب زیرزمینی در بخش کشاورزی و رعایت نکردن حقابه ی زیست محیطی آبخوان، مهم ترین آن ها بودند. فشارها به نوبه ی خود باعث ایجاد وضعیت (S) نابسامان (افت سطح سفره) در این دشت شدهاند. این وضعیت دارای دو اثر (I) نامطلوب از بین رفتن زمینها و آبخوان است. برای بهبود وضعیت، هفت پاسخ مدیریتی (R) ارائه شد که افزایش راندمان آبیاری و تغییر الگوی کشت، مهم ترین آن ها بودند. در شرایط فعلی، امکان توقف فشارها میسر نیست؛ اما تعدیل و اصلاح آن ها باید به صورت ویژه مد نظر برنامه ریزان و مدیران قرار گیرد. شایان ذکر است در صورتی که اقدام به اصلاح این موارد نشود همچنان فشارها (P) وجود دارد و منجر به شرایطی بحرانی تر از وضعیت (S) موجود و در نهایت، اثر (I) آن، از بین رفتن زمینها، آبخوان ها و نابودی بیش از پیش منابع آب و خاک این دشت خواهد شد. با توجه به این که ساختار اجرایی مدیریت منابعطبیعی کشور بیشتر منطبق بر مؤلفه های فشار (P) و وضعیت (S) است؛ پیشنهاد می شود به شکل کاربردی و عملیاتی نسبت به تدوین پاسخ های مناسب (R)، اقدام شود. همچنین ضروری است به رویکرد پیشگیرانه در کاهش خطر فرونشست زمین توجه جدی شود؛ زیرا متأسفانه در کشور به این مهم توجه نشدهاست. بنابراین پیشنهاد می شود رویکرد پیشگیرانه ای مد نظر و اجرا قرار گیرد که نیروهای محرک (D) را هم درک کند و هم مانع از اجرای سیاست هایی شود که آن سیاست ها، سبب فشارها (P) شوند. به این منظور لازم است در این دشت سیاستهای مربوط به گویه های مؤلفه ی پاسخ، باجدیت بیشتری پیگیری شده و در برنامهریزیها و سیاستگذاریهای آینده مورد توجه بیشتری قرار گیرند.