برهم کنش پخشسیلاب و نوع پوشش گیاهی بر بعضی شاخص های زیستی خاک در دشت گربایگان فسا (ایستگاه کوثر)
نویسندگان
1 دانشیار بخش تحقیقات حفاظت خاک و آبخیزداری، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابعطبیعی استان فارس، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، شیراز، ایران
2 کارشناسپژوهش (دکترای منابعطبیعی)، مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران
3 استادیار بخش تحقیقات منابعطبیعی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابعطبیعی فارس، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، شیراز، ایران
4 دانشیار، بخش تحقیقات جنگل، مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران
5 کارشناسارشد بخش تحقیقات حفاظت خاک و آبخیزداری، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابعطبیعی استان فارس، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، شیراز، ایران
doi
10.22092/wmrj.2022.359066.1481چکیده
مقدمه و هدفیکی از شناخته شده ترین شاخص های کیفیت و سلامت خاک فعالیت های زیستشیمی (بیوشیمی) خاک است که در ارزیابی اثر گونه های جنگل کاری شده بر ویژگی های خاک مورد توجه قرار می گیرند. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر بلندمدت اقدامهای پخشسیلاب و نوع پوشش گیاهی بر فعالیت آنزیم های فسفاتاز اسیدی و قلیایی، اورهآز و دهیدروژناز و فعالیت میکروبی خاک شامل تنفس پایه و تنفس برانگیخته در سال 1399 انجام شد.مواد و روش هانمونه برداری از خاک اطراف ریشهی درختان آکاسیا (Acacia salicina Lindl)، اوکالیپتوس (Eucalyptus camaldulensis Dehnh.) و بوته های مرتعی آتریپلکس (Atriplex lentiformis (Torr.) Wats.)، در دو وضعیت با پخشسیلاب و بدون پخشسیلاب از عمق 20-0 سانتی متر با 6 تیمار در سه تکرار انجام شد. تجزیه و تحلیل های آماری با استفاده از نرمافزار SPSS بهصورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح آماری بلوک های کامل تصادفی انجام شد و مقایسهی میانگین ها با آزمون توکی در سطح پنج درصد صورت گرفت.نتایج و بحثنتایج نشان داد تأثیر برهمکنش پخشسیلاب و نوع پوشش گیاهی بر فعالیت آنزیم های فسفاتاز اسیدی، فسفاتاز قلیایی، اورهآز، دهیدروژناز، تنفس برانگیخته و کربنآلی در سطح یک درصد معنی دار است. فعالیت آنزیم های فسفاتاز اسیدی و فسفاتاز قلیایی در خاک زیرپوشش گونههای درختی آکاسیا و اوکالیپتوس به ویژه در وضعیت پخشسیلاب، بیشتر از فعالیت این آنزیم ها در خاک زیرپوشش گونهی بوته ای آتریپلکس بود. فعالیت آنزیم اورهآز، در خاک زیرپوشش آتریپلکس دست کاشت با پخشسیلاب، بیشترین اندازهی و در خاک زیرپوشش آتریپلکس بدون پخشسیلاب، کمترین اندازهی را نشان داد و این تفاوت از نظر آماری با آزمون توکی در سطح پنج درصد معنی دار بود. فعالیت آنزیم دهیدروژناز، در خاک زیرپوشش آتریپلکس دست کاشت با پخشسیلاب، بیشترین اندازهی و در خاک زیرپوشش آتریپلکس بدون پخشسیلاب، کمترین اندازهی را نشان داد و این تفاوت از نظر آماری با آزمون توکی در سطح پنج درصد معنی دار بود. اندازهی فعالیت آنزیم دهیدروژناز در خاک زیرپوشش هر سه گونهی گیاهی آتریپلکس، آکاسیا و اوکالیپتوس دست کاشت در شرایط پخشسیلاب از نظر آماری با آزمون توکی در سطح پنج درصد تفاوتی نشان ندادند. اندازهی تنفس پایه در خاک زیرپوشش جنگل دست کاشت آکاسیا، اوکالیپتوس و آتریپلکس در شرایط پخشسیلاب، بیشتر از وضعیت بدون پخشسیلاب بود، هرچند این تفاوت در دو وضعیت بررسیشده از نظر آماری با آزمون توکی در سطح پنج درصد معنی دار نبود. در شرایط پخشسیلاب اندازهی تنفس برانگیخته در خاک زیرپوشش آتریپلکس بیشتر از اوکالیپتوس بود ولی از نظر آماری با اندازهی تنفس برانگیخته در خاک زیرپوشش آکاسیا با پخشسیلاب و بدون پخشسیلاب تفاوتی نداشت. بیشترین و کمترین اندازهی تنفس برانگیخته، به ترتیب در خاک زیرپوشش گونهی آکاسیا و اوکالیپتوس در وضعیت بدون پخشسیلاب مشاهده شد و این تفاوت ها، از نظر آماری با آزمون توکی در سطح پنج درصد معنی دار بودند.نتیجه گیری و پیشنهادهانتایج این بررسی نشان داد که فعالیت آنزیم های خاک می تواند بهطور بالقوه اندازهی کمبود عناصر غذایی را پیش بینی کند. علاوه براین، جنگلکاری در مناطق خشک، باعث بهبود شاخص های کیفیت خاک می شود. با توجه به نقش مهم موادآلی در بهبود شاخص های زیستی، کیفیت و سلامت خاک، و برای افزایش اندازهی موادآلی خاک، احیای مراتع سیلابی با پوشش های درختی و بوته ای بومی و سازگار، مدیریت چرا و افزایش دوره های قرق پیشنهاد می گردد.