مشکلات عملکرد حرفهای آموزگاران دانشآموخته دانشگاه فرهنگیان
نویسندگان
1 دانشیار گروه علوم تربیتی دانشگاه اصفهان
2 کارشناس پژوهش و آموزش پردیس شهید صدوقی دانشگاه فرهنگیان کرمانشاه
3 مشاور مدارس در اصفهان
4 مربی گروه علوم تربیتی پردیس شهیدصدوقی دانشگاه فرهنگیان کرمانشاه و دانشجوی دکترای مدیریت آموزشی دانشگاه اصفهان
doi
چکیده
این مقاله با هدف «شناسایی مشکلات و منشاء مشکلات عملکرد حرفهای آموزگاران دانش آموخته دانشگاه فرهنگیان» انجام شده است. مقاله از نوع آمیخته با رویکرد ترکیبی و یک طرح تبئینی، با مدل پیگیری تبیینها به اجرا درآمده است. جامعه آماری در این مقاله شامل 228 نفر دانشآموخته رشته آموزش ابتدایی از پردیس شهید صدوقی دانشگاه فرهنگیان کرمانشاه بوده است. حجم نمونه در بخش کمی مقاله طبق جدول مورگان 145 نفر بوده و ازبین افرادی از اعضا جامعه انتخاب شدهاند که از مهر 1395 در سمت آموزگار مشغول به تدریس بودهاند. در بخش کیفی نیز نمونهها به صورت هدفمند از بین مشارکتکنندگان در مرحله کمی انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در مرحله اول پرسشنامه ترکیبی ودر مرحله دوم، مصاحبههای باز بوده است. روایی پرسشنامه بر اساس نظر اساتید و صاحب نظران تایید شده و پایایی آن نیزاز طریق آلفای کرانباخ 86/. بدست آمد. دادههای حاصل از پرسشهای باز و بسته پاسخ در جداول جداگانه طبقهبندی گردید.مصاحبه با مشارکت کنندگان در گروههای پنج نفری، از افرادی که در پرسشنامه به مشکلات خاصی اشاره نموده و افرادی که در همان موارد فاقد مشکل بودند، اجرا شده است. هدف از مصاحبه گروهی تبیین دقیقتر دادههای ناهمگون حاصل از پرسشنامه در اثربحث و تعامل مشارکت کنندگان بود. در هر جلسه مصاحبه علاوه بر پژوهشگر، یکی از اعضا هیأت علمی گروه علوم تربیتی نیز نظارت داشتند. پس از سه جلسه مصاحبه در گروههای پنج نفری اشباع نظری حاصل گردید اما به جهت افزایش اعتبار، مصاحبه چهارم نیز اجرا و در مجموع 20 مشارکت کنننده در مصاحبه شرکت کردند.برای تأیید روایی دادههای کیفی، نتایج حاصل از مقولهبندی دادههای مصاحبه مورد تأیید همتا و مصاحبهشوندگان قرار گرفته است. نتایج بهدست آمده از پرسش-نامه و مصاحبهها نشان داده است که مهمترین مشکلات ادراک شده توسط مشارکتکنندگان در فرآیند عملکرد حرفهای عمدتاً در مدیریت و ادارۀ کلاس، تدریس کلاس چندپایه و پایه اول، آموزشهای تخصصی و تعامل مؤثر با همکاران و اولیاء دانشآموزان بوده است. منشاء این مشکلات از نظر مشارکت کنندگان عدم ارائه برخی عناوین درسی کاربردی، عدم مطابقت محتواهای آموزشی با واقعیتهای موجود در مدارس، ضعف تدریس برخی اساتید، عدم ارتباط برخی از دروس ارائه شده با رشته دانشگاهی و مشکلات موجود در ارائه کارورزی در دانشگاه بوده است. مهمترین پیشنهادات مورد توافق مشارکت کنندگان عبارت بودند از؛ تجدید نظر کلی در برنامه و محتواهای آموزشی، ارائه دروس کاربردی مانند مدیریت کلاس، افزایش زمان و غنیسازی برنامه کارورزی و دعوت از اساتید دارای تجربه تدریس در مدارس ابتدایی.