واکاوی نقش هوش مصنوعی در چرخه سیاست گذاری عمومی؛ رویکرد فراترکیب
نویسندگان
1 استادیار دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه تهران (دانشکدگان فارابی)
2 استادیار دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه فرهنگیان
3 کارشناسی ارشد مدیریت فناوری اطلاعات، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشکدگان فارابی، دانشگاه تهران
doi
10.22034/jmi.2023.396945.2957چکیده
هوش مصنوعی یکی از مهمترین فناوری های نوظهور است که امروزه با سرعت بالا موجب تحولات عظیم در تمامی حوزهها از جمله سیاستگذاری عمومی شده است. در این پژوهش کیفی با هدف شناسایی ابعاد به کارگیری هوش مصنوعی در سیاستگذاری عمومی، با رویکرد فراترکیب، 339 مضمون پایه در راستای هدف پژوهش استخراج گردید. سپس از این مضامین پایه، 33 مضمون سازماندهنده ایجاد شد و در نهایت این مفاهیم به 4 مضمون فراگیر طبقه بندی شدند که شامل کاربردها، روشها، مزایا و چالشهای هوش مصنوعی در چرخه سیاستگذاری عمومی میباشند. با توجه به یافتههای پژوهش، از کاربردهای با اهمیت این فناوری در سیاستگذاری عمومی میتوان به اولویتبندی مسائل براساس نیازها و خواستههای واقعی جامعه و تشخیص مسائل و مشکلات برمبنای شناخت الگوهای موجود در کلان دادهها اشاره کرد که منجر به طراحی و تدوین سیاستهایی مبتنی بر شواهد میگردند. همچنین، استفاده از روشهایی همچون الگوریتمهای یادگیری ماشینی، شبکههای عصبی و پردازش زبان طبیعی مزایایی از جمله هوشمندی و پویایی فرآیند تدوین سیاستها و در نتیجه کارامدتر شدن نقش سیاستگذاران در کاربرد این فناوری در چرخه سیاست گذاری عمومی نهفته است. البته، در این میان چالشهای متنوعی اعم از چالشهای اخلاقی در زمینه به کارگیری دادهها، چالشهای مرتبط با خلاءهای موجود در منابع انسانی، تعصبات ساختارهای مدیریتی حاکم بر جوامع و چالشهای امنیتی وجود دارند که نیازمند بررسیهای دقیق تر و عمیقتری میباشند.