رویکردهای تجربی ارزیابی وزوز در مدل‌های حیوانی: روش‌ها، چالش‌ها و چشم‌اندازها

نویسندگان

1 گروه گوش، حلق و بینی و جراحی سر و گردن، مرکز تحقیقات گوش، حلق و بینی، دانشکده پزشکی،بیمارستان امیرالمومنین(ع)، دانشگاه علوم پزشکی گیلان، رشت، ایران.

2 گروه گوش، حلق و بینی و جراحی سر و گردن، مرکز تحقیقات گوش، حلق و بینی، دانشکده پزشکی،بیمارستان امیرالمومنین(ع)، دانشگاه علوم پزشکی گیلان، رشت، ایران.

doi
10.32598/SJRM.15.1.3417
چکیده

مقدمه و اهداف وزوز یکی از اختلالات شایع شنوایی است که میلیون‌ها نفر را متأثر می‌کند. بررسی‌های انسانی در تشخیص و توصیف وزوز مفیدند، اما برای درک عمیق‌تر پاتوفیزیولوژی، ارزیابی درمان‌ها و بررسی تغییرات عصبی مدل‌های حیوانی ابزار ضروری محسوب می‌شوند. در این مقاله روش‌های ارزیابی وزوز در مدل‌های حیوانی معرفی و مقایسه می‌شوند. مواد و روش‌ها برای گردآوری داده‌ها جست‌وجو در پایگاه‌های گوگل‌اسکالر، پابمد و وب‌آوساینس تا سال 2025 انجام شد. یافته‌ها هدف اصلی اکثر مقالات تا سال 2006 تأیید این موضوع بود که حیوان قادر به درک وزوز است و هدف دوم اطمینان از امکان ارزیابی وزوز حیوان بود. برای این منظور از روش‌های شرطی‌سازی استفاده شد. سپس ارزیابی عینی‌تر وزوز به نام مهار وقفه پیش پالس استارتل صوتی (GPIAS) معرفی شد که امکان ارزیابی وزوز بدون نیاز به شرطی‌سازی و آموزش را فراهم می‌کرد. هرچند تنوع در پاسخ‌دهی و نیاز به حجم نمونه بالا در GPIAS باعث شد تا در سال‌های اخیر ارزیابی‌های الکتروفیزیولوژی شنوایی، مثل پاسخ شنوایی ساقه مغز نیز به‌عنوان ارزیابی‌های عینی برای تأیید وجود وزوز (‌به‌ویژه وزوز ناشی از سالیسیلات) استفاده شوند. به علاوه، بعضی از مطالعات در سال‌های اخیر به بررسی مؤلفه‌های شناختی و عاطفی وزوز در مدل‌های حیوانی پرداخته‌اند تا درک بهتری از واکنش‌های روانی به وزوز داشته باشند. نتیجه‌گیری در‌مجموع، استفاده هم‌زمان از شاخص‌های رفتاری، الکتروفیزیولوژی و شناختی می‌تواند نقش کلیدی در توسعه مدل‌های دقیق‌تر و طراحی درمان‌های هدفمند مؤثر، از‌جمله مداخلات دارویی و شناختی‌‌رفتاری برای درمان وزوز یا واکنش‌های نامطلوب به آن داشته باشد.