بررسی جامعهشناختی مفهوم آرمانشهر در جهانبینی زنان سنتگرا با تکیه بر رمانهای سهم من از پرینوش صنیعی و یک دختر تنها از ادنا اوبراین
نویسندگان
1 گروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات، دانشگاه بوعلی سینای همدان، همدان، ایران
2 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران
doi
10.30465/copl.2026.51407.4253چکیده
جامعهشناسی زنان در دهههای اخیر کوشیده است تا از منظری انتقادی به بازنمایی آرمانها و خواستههای زنان در جوامع مردسالار بپردازد. یکی از محورهای اساسی در این حوزه، بازاندیشی مفهوم «آرمانشهر زنانه» در بستر ساختارهای فرهنگی و اجتماعی است. پژوهش حاضر با رویکردی جامعهشناختی و بر اساس نظریۀ ساختیابی آنتونی گیدنز و مفهوم آگاهی انتقادی پائولو فریره، به بررسی تطبیقی بازنمایی جهان آرمانی زنان سنتگرا در دو رمان سهم من از پرینوش صنیعی و یک دختر تنها از ادنا اوبراین میپردازد. روش پژوهش توصیفی–تحلیلی و مبتنی بر مطالعۀ کتابخانهای است. یافتهها نشان میدهد که هر دو نویسنده، زنان را در فرآیند گذار از انفعال به آگاهی ترسیم کردهاند، اما تفاوت بنیادینی در مسیر رهایی آنان وجود دارد: معصومه در جامعهی سنتی ایران، آرمانشهر خود را در دستیابی به ابتداییترین حقوق مدنی جستوجو میکند، در حالی که کاتلین در جامعۀ ایرلند کاتولیک، در پی کسب استقلال فردی است. در نتیجه، آرمانشهر زنانه نه ساختاری ازپیشتعریفشده، بلکه فرآیندی پویا از بازشناسی و خودآگاهی زنان در دل ساختارهای مردسالار است.