تحلیل روان‌شناختی شخصیت‌های رمان «جای خالی سُلوچ» بر اساس نظریة روان‌شناسی فردی آلفرد آدلر

نویسندگان

1 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران

2 دانشجوی دکترای زبان وادبیات فارسی دانشگاه بوعلی سینا همدان

doi
10.30465/copl.2025.52038.4287
چکیده

رمان جای خالی سلوچ اثر محمود دولت‌آبادی با روایت زندگی خانواده‌ای روستایی، زمینه‌ای غنی برای تحلیل روان‌شناختی شخصیت‌ها فراهم می‌کند. این پژوهش به روش روش توصیفی-تحلیلی وبا بهره‌گیری از نظریه روان‌شناسی فردی آلفرد آدلر، به بررسی انگیزه‌ها و رفتارهای شخصیت‌های اصلی داستان می‌پردازد. بر اساس این نظریه، انسان تحت تأثیر احساس حقارت و تلاش برای برتری، سبک زندگی منحصربه‌فردی را شکل می‌دهد. مفاهیمی چون عقدۀ حقارت، برتری‌جویی، علاقۀ اجتماعی، و ترتیب تولد به عنوان چارچوب تحلیلی این مطالعه به کار گرفته شده‌اند. یافته‌های این بررسی حاکی از آن است که مِرگان، عباس، و اَبراو هرکدام نمونه‌هایی بارز از کاربست نظریه آدلر هستند. مِرگان با مسئولیت‌پذیری و فداکاری، تلاش می‌کند تا خانواده را در شرایط سخت حفظ کند که نشان‌دهندۀ علاقۀ اجتماعی بالا و سبک زندگی مبتنی بر همکاری است. در مقابل، عباس به عنوان فرزند اول، با احساس محرومیت و حقارت، به سمت سلطه‌جویی و برتری‌طلبی سوق می‌یابد. اَبراو فرزند دوم نیز، با رقابت‌جویی و تلاش برای جبران کمبودها، مسیر متفاوتی را در پیش می‌گیرد. این پژوهش بر نقش تعیین‌کنندۀ ترتیب تولد، تجارب کودکی، و روابط خانوادگی در شکل‌گیری شخصیت تأکید می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه این عوامل بر تصمیم‌گیری‌ها و سرنوشت افراد تأثیر می‌گذارند.