اثر تحریک صوتی مغز بر بهبود عملکرد شناختی: مطالعهای بر حافظه کاری و انعطافپذیری شناختی در بزرگسالان مبتلا به مرحله اولیه آلزایمر
نویسندگان
1 گروه علوم اعصاب شناختی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.
2 گروه علوم اعصاب شناختی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.
3 گروه روانشناسی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.
4 گروه روانشناسی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.
5 گروه روانشناسی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران.
6 گروه علوم اعصاب شناختی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.
doi
10.32598/SJRM.14.5.3370چکیده
مقدمه و اهداف زوال عقل، بهویژه بیماری آلزایمر، با کاهش تدریجی عملکردهای شناختی مانند حافظه کاری و انعطافپذیری شناختی مشخص میشود که تأثیر قابلتوجهی بر کیفیت زندگی و عملکرد روزمره بیماران دارد. در مراحل اولیه آلزایمر، نواحی خاصی از مغز تحت تأثیر قرار میگیرند که به بروز این اختلالات منجر میشود. اخیراً تحریک شنوایی مغز بهعنوان یک مداخله غیرتهاجمی مورد توجه قرار گرفته است. تحقیقات نشان میدهد این روش میتواند فعالیت عصبی را افزایش دهد، مسیرهای مونوآمینرژیک را فعال کند و به بازسازی شبکههای عصبی مختلشده کمک کند که در نتیجه باعث بهبود عملکردهای شناختی میشود. ثابت شده که تحریک شنوایی حافظه کاری و انعطافپذیری شناختی را تقویت میکند. براساس این یافتهها و اهمیت مداخله زودهنگام، مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر تحریک شنوایی مغز بر حافظه کاری و انعطافپذیری شناختی در بیماران مبتلا به آلزایمر در مراحل اولیه انجام شد.مواد و روشها این پژوهش از نوع شبهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون تکگروهی بود. ۱۵ بیمار مبتلا به آلزایمر مرحله اولیه با میانگین سنی 60/93 سال انتخاب شدند. تحریک صوتی با فرکانس ۴۰ هرتز به روش ضربانهای دوگوشی و با استفاده از نرمافزار Gnaural در طی ۳۰ جلسه 1 ساعته در 1 ماه اجرا شد. عملکرد شناختی با آزمون دستهبندی کارتهای ویسکانسین، آزمون بلوکهای کرسی و آزمون فراخنای ارقام ارزیابی شد.یافتهها نتایج تحلیل درونگروهی نشان داد عملکرد شرکتکنندگان در آزمون دستهبندی کارتهای ویسکانسین بهطور معنیداری بهبود یافته است (t(14)=64/2 , P=0/019) و افزایش قابلتوجهی در آزمون بلوکهای کرسی مشاهده شد (t(14)=5/55 , P<0/001). بااینحال، تغییر در آزمون فراخنای ارقام از نظر آماری معنیدار نبود (t(14)=0/82 , P=0/424).نتیجهگیری یافتههای این پژوهش نشان میدهد که تحریک شنوایی میتواند بهعنوان یک مداخله غیرتهاجمی مؤثر در کند کردن روند پیشرفت بیماری آلزایمر و بهبود کیفیت زندگی بیماران عمل کند. این نتایج میتواند از بهکارگیری گستردهتر مداخلات مبتنی بر حواس در درمان اختلالات شناختی مرتبط با زوال عقل حمایت کند.