تحلیل تمثیلی دولتخانهی صفوی در اقلیم اصفهان
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای دانشکده معماری، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، ایران
2 دانشیار دانشکده معماری، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران. ایران
3 دانشیار دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید بهشتی. تهران، ایران
doi
10.22034/ahdc.2021.2513چکیده
رابطهی معماری صفوی در اصفهان به خصوص دولتخانهی صفوی، با اقلیم این شهر اساساً تمثیلی است و تمثالهای این دولتخانه بر اساس اقلیم این منطقه شکل گرفتهاند. از این منظر معماری دولتخانه رابطهای تنگاتنگ با اقلیم منطقه برقرار میکند، اما ظهور تمهیدات اقلیمی در این معماری تنها مبتنی بر وجه مادی نیست، بلکه صورت اثر به چیزی فرای آن نیز ارجاع میدهد. از همین راه غایت این مقاله به تبیین رابطهی میان اقلیم و معماری دولتخانهی صفوی اختصاص یافت، و روش اسطورهشناسی تمثیلی کروزر در حکم روش تحقیق انتخاب شد چرا که از مناسبترین روشهای تحقیق جهت کشف معنای بنیادین در آثار نمادین و تمثیلی است. این میان جای توجه دارد که به کارگیری روشهای نوین در تحلیل روشمند و نظاممند تاریخ معماری ایران به نظر امری ضروری است، چرا که هرگونه نگاه نو به معماری تاریخی ایران وجهی جدید از آن را برملا میسازد و میتواند در فهم این آثار موثر واقع شود. بر این اساس این مقاله که بر آن بود با نگاهی نو به رابطهی میان دولتخانهی صفوی اصفهان با اقلیم این شهر بپردازد، با استفاده از روش اسطورهشناسی تمثیلی از صورت عناصر اقلیمی دولتخانهی صفوی به سوی معنای آن سوق گرفت و با تبیین رابطهی مذکور به معنای نهان آن دست یافت، و در نهایت به این نتیجه رسید که نیروی محرکهی شکلگیری تمثالهای این دولتخانه همانا اقلیم در معنای اصیل آن یعنی پدیدهها و پدیدارهای طبیعی مکان سکونت بوده است و تاثیر این نیروها چنان بوده است که نزد این اقوام جنبهای نمادین پیدا کرده، موجب شکلگیری نگرشی متافیزیکی به این نیروها میشود، چندان که از این راه روایتهایی شکل میگیرد و در تمثالهای آنان ظهور مییابد.