دوزبانگی و توانمندیهای شناختی: مقایسه حافظه کاری و انعطافپذیری شناختی در بزرگسالان دوزبانه فارسی-ترکی و تکزبانه
نویسندگان
1 گروه علوم اعصاب شناختی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.
2 گروه علوم اعصاب شناختی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.
3 گروه گفتاردرمانی، دانشگاه علوم پزشکی تبریز، تبریز، ایران.
4 گروه مهندسی پزشکی، دانشکده فنی و مهندسی، دانشگاه شاهد، تهران، ایران.
doi
10.32598/SJRM.14.5.3398چکیده
مقدمه و اهداف در جهان امروز، دوزبانگی بهعنوان یکی از تجربیات زیسته و پویای شناختی در میان بسیاری از جوامع چند فرهنگی مطرح است. تعامل مستمر با دو نظام زبانی میتواند کارکردهای اجرایی مغز را تحت تأثیر قرار دهد؛ بهویژه در حوزههایی نظیر حافظه کاری و انعطافپذیری شناختی. بااینحال، نتایج پژوهشهای پیشین در این زمینه همواره یکدست نبوده و عوامل مؤثری مانند سن آغاز یادگیری زبان دوم، بافت فرهنگی، میزان تسلط زبانی و ویژگیهای جمعیت شناختی میتوانند بر این یافتهها تأثیرگذار باشند. هدف این پژوهش بررسی تفاوت حافظه کاری و انعطافپذیری شناختی در میان دانشجویان دوزبانه فارسی-ترکی (آذری) و تکزبانه فارسیزبان ساکن شهر تهران است.مواد و روشها پژوهش حاضر از نوع توصیفیتحلیلی با طرح علیمقایسهای بود. جامعه آماری شامل دانشجویان دختر و پسر دانشگاههای تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۲–۱۴۰۱ بود. از میان آنان، نمونهای متشکل از ۱۲۰ نفر (۶۰ نفر دوزبانه فارسی–ترکی و ۶۰ نفر تکزبانه فارسیزبان) با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شد. برای سنجش حافظه کاری از نسخه دیداری آزمون n-back (در دو سطح 1-back و 2-back) و برای ارزیابی انعطافپذیری شناختی از آزمون کارتهای ویسکانسین استفاده گردید. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه ۲۷ و آزمون تی مستقل تحلیل شدند.یافتهها نتایج تحلیل آماری نشان داد در عملکرد حافظه کاری (n-back)، بین دو گروه دوزبانه و تکزبانه تفاوت معنیداری مشاهده نشد. در مرحله 1-back، میانگین گروه تکزبانه 106/23، (انحرافمعیار=12/92) و گروه دوزبانه 106/20، (انحرافمعیار=13/99) بود (t(118)=0/014, P=0/98). در مرحله 2-back نیز، میانگین گروه تکزبانه 89/77، (انحرافمعیار=17/54) و گروه دوزبانه 84/55، (انحرافمعیار=21/11) به دست آمد (t(118)=1/472, P=0/14). در آزمون ویسکانسین(WCST)، بیشتر شاخصها تفاوت معنیداری بین دو گروه نشان ندادند. برایمثال، در شاخص تعداد طبقات تکمیلشده، میانگین گروه تکزبانه 6/97، (انحرافمعیار=0/18) و گروه دوزبانه 5/92، (انحرافمعیار=0/42) بود (t(118)=-0/841, P=0/40). تنها در شاخص مدتزمان اجرای آزمون، تفاوت معنیداری مشاهده شد که در آن گروه دوزبانه با میانگین زمان 153/55 ثانیه (انحرافمعیار=32/68) نسبت به گروه تکزبانه با میانگین 132/45 ثانیه (انحرافمعیار=37/31) عملکرد کندتری داشتند (t(118)=3/295, P=0/001).نتیجهگیری یافتههای این پژوهش نشان داد دوزبانگی در بزرگسالان (دوزبانههای فارسی–ترکی) لزوماً به تفاوت معنیدار در حافظه کاری (نسخه دیداری آزمون n-back) و انعطافپذیری شناختی منجر نمیشود. حافظه کاری در این مطالعه صرفاً با محرکهای دیداری سنجیده شد و نسخه شنیداری مورد ارزیابی قرار نگرفت؛ بنابراین ممکن است نتایج در تکالیف شنیداری یا ترکیبی متفاوت باشد. همچنین، باتوجهبه سطح تحصیلات شرکتکنندگان، احتمال آشنایی هرچند محدود با زبانهایی نظیر انگلیسی یا عربی وجود دارد که میتواند بر عملکرد شناختی تأثیرگذار باشد. این موارد باید در تفسیر نتایج مدنظر قرار گیرند و در مطالعات آینده با کنترل دقیقتر این عوامل و استفاده از محرکهای چندوجهی بررسی شوند.