تحول در سبک حکمرانی اقتصادی دولت پیشنیاز موفقیت در خصوصیسازی مورد مطالعاتی: صنعت بانکداری
نویسندگان
1 دانشیار گروه اقتصاد، دانشگاه پیام نور؛
2 استاد گروه اقتصاد، دانشگاه پیام نور
3 دکتری اقتصاد، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
4 دانشیار گروه اقتصاد، دانشگاه پیام نور
doi
10.22034/jmi.2022.323835.2728چکیده
هدف این مطالعه، بررسی چالشهای خصوصیسازی و ریشهیابی علل شکستهای آن در لایه حکمرانی است. لذا، در چارچوب نظری اقتصاد نهادگرایی، مدل مفهومی چهار لایهای تحلیل اقتصادی - اجتماعی ویلیامسون مبنای تجزیهو تحلیل قرار گرفت. بر اساس الگوی انتخاب شده، مفروضات پایه، انگارهها و اهداف دولت از اجرای برنامه خصوصیسازی، سیاستهای دولت برای اصلاح محیط نهادی و ساختارهای حکمرانی، در مسیر حرکت به اقتصاد بازار و نیز، نتایج اجرای این سیاستها در سطح عملیاتی، هم در مقام نظر و هم در مقام عمل، بر اساس تحلیل محتوای دادههای مرتبط با اجرای برنامه خصوصیسازی در دوره 1399-1380 مورد تجزیه و تحلیل گرفت. نتایج مطالعه نشان داد، ریشههای شکستهای خصوصیسازی را باید در اولویت اول در مغالطهها در مفروضات پایه و اهداف مورد انتظار از خصوصیسازی، در اولویت دوم در عدم تحقق کارکردهای مورد انتظار از انتقال حق مالکیت در فرایند خصوصیسازی ناشی از توسعه نیافتگی حقوق مالکیت، و در اولویت سوم در سبک حکمرانی اقتصادی با رویکرد بازیگری به جای بازیسازی برای حل تعارض منافع دانست. نتایج این شکستها در لایههای سه گانه حکمرانی منجر به شکست مکانیزم قیمتها در لایه عملیاتی شده است؛ که از جمله مصادیق آن عبارتند از: شکست مکانیزم قیمتها ناشی از بیماری هلندی؛ ناشی از تاکید بر سهگانه سیاستی غیرممکن و استفاده از اهرم نرخ ارز برای کنترل تورم؛ ناشی از مداخلات مستقیم و غیرهوشمندانه دولت در قیمتها. شکست مکانیزم قیمتها در اقتصاد بازار، نتیجهای جز تخصیص ناکاراتر منابع، نسبت به وضعیتی که در اقتصاد دولتی شرکتها تحت مدیریت مستقیم دولت بودهاند، به دنبال نخواهد داشت.