بررسی و مقایسه کارایی سیاست مالیات بر ارزش افزوده و سیاست مالیاتی موسوم به تجمیع عوارض کالا و خدمات با استفاده از رویکرد فازی
نویسندگان
1 استاد دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی
2 دانشیار دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی.
3 استاد دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی.
4 دانشیار دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی
5 دانشجوی دکتری رشته مدیریت تولید و عملیات دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی
doi
چکیده
مالیاتها به عنوان مهم ترین منبع مالی برای تأمین درآمدهای عمومی و یکی از مؤثرترین ابزارهای سیاستهای مالی دولت به شمار میروند. اصلاح ساختار قوانین مالیاتی به عنوان اساسی ترین بخش سیاستهای مالیاتی جایگاه مهمی در مجموعه سیاستهای مالی دولت دارد.با توجه به اینکه در نیمه دوم سال 1387 سیاست مالیات بر ارزشافزوده بهعنوان یکی از روشهای اصلاح ساختار مالیاتی کشور جایگزین سیاست مالیاتی موسوم به تجمیع عوارض کالا و خدمات (مالیات غیرمستقیم) شده است و اهمیت تغییر در سیاستهای مالیاتی کشور در این تحقیق با استفاده از شاخصهای سهم درآمدهای مالیاتی در پوشش هزینههای دولت نسبت درآمدهای مالیاتی در تولید ناخالص داخلی و سهم درآمدهای مالیاتی در کل درآمدهای عمومی دولت به مقایسه کارایی این دو سیاست مالیاتی با رویکرد فازی پرداختهایم.یافتههای تحقیق نشان میدهد که کارایی سیاست تجمیع عوارض در طی سالهای 1380 الی1387 ،0.531 در سال 1382 بیشترین مقدار و در سال 1387کمترین مقدار کارایی 0.495 میباشد. کارایی سیستم ارزش افزوده با متوسط 0.52525 از سیستم تجمیع عوارض با متوسط 0.5135 بالا تر و سیر صعودی داشته است. در نتیجه میتوان با توجه با یافتههای تحقیق نتیجه گرفت که سیاست مالیاتی ارزش افزوده کاراتر از سیاست مالیاتی موسوم به تجمیع عوارض کالا و خدمات میباشد.