بررسی نیروی عضله پرونئوس لونگوس در افراد مبتلا به بی‌ثباتی مزمن مچ پا در شروع راه‌رفتن

نویسندگان

1 گروه بیومکانیک و آسیب‌شناسی ورزشی، دانشکده تربیت‌بدنی و علوم ورزشی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران. و گروه بیومکانیک ورزشی و توانبخشی، پژوهشکده علوم حرکتی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.

2 گروه بیومکانیک و آسیب‌شناسی ورزشی، دانشکده تربیت‌بدنی و علوم ورزشی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.

3 گروه بیومکانیک ورزشی، دانشکده تربیت‌بدنی و علوم ورزشی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران.

doi
10.32598/SJRM.14.4.3354
چکیده

مقدمه و اهداف با‌توجه‌به اثرات منفی بی‌ثباتی مزمن مچ پا بر کیفیت زندگی و عملکرد حرکتی روزمره، هدف از انجام این مطالعه، مقایسه نیروی کششی فعال عضله پرونئوس لونگوس در فاز شروع راه ‌رفتن بین افراد مبتلا به بی‌ثباتی مزمن مچ پا و افراد سالم با استفاده از مدل‌سازی اسکلتی‌عضلانی در اپن سیم بود.مواد و روش‌ها در این مطالعه مقطعی، ۱۹ بیمار مبتلا به بی‌ثباتی مزمن مچ پا با دامنه سنی ۱۸ تا ۲۵ سال و با سابقه حداقل 2 مورد پیچ‌خوردگی در ۳ تا ۱۲ ماه گذشته و ۱۹ ورزشکار سالم با دامنه سنی ۱۸ تا ۲۵ سال شرکت کردند. آزمودنی‌ها روی صفحه نیرو قرار گرفتند و با شنیدن علامت صوتی شروع به راه‌ رفتن کردند. با استفاده از مدل gait2392 در محیط اپن‌سیم، نیروی تولیدی عضله پرونئوس لونگوس در فاز شروع راه رفتن محاسبه شد. همچنین پارامترهای فضایی‌زمانی (طول گام، سرعت گام، زمان گام) و فاز تنظیمات وضعیتی پیش‌بینانه بر‌اساس داده‌های مرکز فشار و موقعیت مارکرهای سطحی استخراج شدند.یافته‌ها نتایج نشان داد نیروی عضله پرونئوس لونگوس (p=0/006) و مدت فاز تنظیمات وضعیت پیش‌بینانه (p=0/002) در افراد مبتلا به بی‌ثباتی مزمن مچ پا به‌طور معناداری کمتر از افراد سالم بود. در مقابل، طول گام (p=0/001)، سرعت گام (p=0/001) و زمان گام (p=0/04) در این افراد به‌طور معناداری بیشتر از گروه سالم بود.نتیجه‌گیری یافته‌های این پژوهش نشان داد افراد مبتلا به بی‌ثباتی مزمن مچ پا در فاز شروع راه ‌رفتن، در مقایسه با افراد سالم، نیروی کششی فعال کمتری در عضله پرونئوس لونگوس و مدت‌زمان کوتاه‌تری در فاز تنظیمات وضعیتی پیش‌بینانه دارند. این تفاوت‌ها می‌تواند نشان‌دهنده ارتباط احتمالی میان اختلال در عملکرد گیرنده‌های حس عمقی، ضعف عضله پرونئوس لونگوس و اختلال در تنظیمات وضعیتی پیش‌بینانه در این مرحله باشد. همچنین افزایش مشاهده‌شده در پارامترهای فضایی‌زمانی راه رفتن، ممکن است به‌عنوان یک استراتژی جبرانی برای مقابله با این نقص‌های عملکردی در نظر گرفته شود.