مقایسه تأثیر فعالیت بدنی و مغزی تا سرحد خستگی بر ضربان قلب و میزان درک از خستگی در زنان

نویسندگان

1 گروه رفتار حرکتی، دانشکده علوم ورزشی، دانشگاه الزهرا تهران، ایران.

2 گروه مربی‌گری ورزشی، دانشکده علوم ورزشی و تندرستی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

3 گروه رفتار حرکتی، دانشکده علوم ورزشی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران.

doi
10.32598/SJRM.14.4.3355
چکیده

مقدمه و اهداف خستگی حاصل از فعالیت‌های جسمانی و شناختی یکی از چالش‌های اساسی در حوزه علوم ورزشی و علوم اعصاب است که می‌تواند عملکرد فیزیکی و روان‌شناختی فرد را تحت تأثیر قرار دهد. هدف پژوهش حاضر، مقایسه تأثیر فعالیت بدنی و فعالیت مغزی بر پاسخ‌های فیزیولوژیک عینی (ضربان قلب) و پاسخ‌های ذهنی (ادراک فشار) در حین و پس از تمرین تا حد خستگی بود.مواد و روش‌ها روش پژوهش مطالعه حاضر از نوع نیمه‌تجربی بود. 20 دانشجوی دختر 25 تا 30 ساله دانشگاه الزهرا (س) به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. با‌توجه‌به معیارهای ورود به مطالعه شرکت‌کنندگان به 2 گروه فعالیت مغزی و فعالیت بدنی (هر گروه 10 نفر) تقسیم شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از مقیاس خستگی جسمانی بورگ، مقیاس خستگی ذهنی، آزمون استروپ و ضربان‌سنج پولار استفاده شد. خستگی جسمی، خستگی ذهنی و ضربان قلب شرکت‌کنندگان هریک از گروه‌های قبل از شروع فعالیت، 5 و 10 دقیقه پس از شروع فعالیت، بلافاصله و 5 دقیقه بعد از پایان فعالیت ثبت شد. یافته‌ها نتایج تحلیل واریانس با اندازه‌های تکراری نشان داد ضربان قلب و درجه سختی ادراک‌‌شده مغزی و جسمانی شرکت‌‌کنندگان هر دو گروه فعالیت جسمانی و مغزی با افزایش مدت‌زمان تمرین جسمانی یا ذهنی افزایش می‌یابد (001/P=0). مقایسه میانگین ضربان قلب و ادراک سختی فعالیت جسمانی گروه فعالیت جسمانی در مراحل ارزیابی دقیقه پنجم، دقیقه دهم، پایان فعالیت و 5 دقیقه بعد از فعالیت بالاتر از گروه تمرین مغزی بود و گروه فعالیت جسمانی در دقیقه دهم فعالیت و پایان فعالیت بالاترین میانگین ضربان قلب و ادراک سختی فعالیت بدنی را داشتند، اما در مرحله 5 دقیقه بعد از فعالیت میانگین کاهش یافت (001/P=0). میانگین ادراک سختی فعالیت مغزی گروه فعالیت مغزی در مراحل ارزیابی دقیقه پنجم، دقیقه دهم، پایان فعالیت و 5 دقیقه بعد از فعالیت بالاتر از گروه فعالیت جسمانی بود و گروه فعالیت مغزی در دقیقه دهم فعالیت و پایان فعالیت بالاترین میانگین ادراک سختی فعالیت مغزی را نسبت به گروه فعالیت بدنی داشتند (001/P=0).نتیجه‌گیری فعالیت بدنی عمدتاً سبب افزایش بار فیزیولوژیک و فعالیت‌های مغزی موجب افزایش بار شناختی و خستگی ذهنی می‌شود. یافته‌های این مطالعه دارای کاربردهای عملی گسترده‌ای در حوزه‌های مختلف است. این نتایج می‌توانند مبنایی علمی برای بهینه‌سازی برنامه‌های تمرینی فراهم کنند. به‌گونه‌ای که تعادل مناسبی بین بارهای جسمانی و مغزی برقرار شود و در حوزه بالینی و توان‌بخشی نیز این یافته‌ها می‌توانند در توسعه پروتکل‌های درمانی برای بیماران مبتلا به اختلالات عصبی‌حرکتی مورد استفاده قرار گیرند. نکته حائز اهمیت این است که طراحی مداخلات تمرینی مؤثر، مستلزم توجه هم‌زمان به هر دو بعد جسمانی و مغزی خستگی است. این رویکرد یکپارچه نه‌تنها از بروز خستگی زودرس جلوگیری می‌کند، بلکه به میزان قابل‌توجهی احتمال بروز آسیب‌های ناشی از تمرین را نیز کاهش می‌دهد.