مکانیابی استقرار نیروگاه خورشیدی با استفاده از روشهای تصمیمگیری چندمعیاره در منطقة خشک سیستان
نویسندگان
1 استادیار، دانشکده آب و خاک، گروه مرتع و آبخیزداری، دانشگاه زابل، زابل، ایران
2 مربی، گروه پژوهشی مدیریت منابع آب، پژوهشکده تالاب بین المللی هامون، دانشگاه زابل، زابل، ایران
3 دانش آموخته کارشناسی ارشد بیابانزدایی، دانشکده آب و خاک، دانشگاه زابل، زابل، ایران
doi
10.22034/jdmal.2019.34760چکیده
برای بهرهگیری از قابلیت بالای انرژی خورشیدی در مناطق خشک و بیابانی ایران، شناسایی مناطق دارای بیشترین تناسب بهمنظور استقرار نیروگاههای خورشیدی، مهم است. پژوهش حاضر با هدف تعیین شایستگی اراضی برای استقرار نیروگاههای خورشیدی و شناسایی عوامل مهمتر، با توجه به معیارهای آب و هوایی، جغرافیایی، اقتصادی- اجتماعی و محیط زیستی، با بهرهگیری از روش تحلیل سلسله مراتبی فازی در منطقه سیستان انجام شد. پس از انتخاب عوامل مؤثر بر اساس نظر کارشناسان و متخصصان، وزن هرکدام از معیارها و زیرمعیارها، با مقایسةزوجی و روش تحلیل سلسله مراتبی فازی انجام شد. در مرحله بعد، پس از تهیه لایههای مربوط به هر معیار در سامانه اطلاعات جغرافیایی، وزنهای مربوط به هر یک، در لایه مربوط به آن معیار ضرب شد. در مرحله آخر، نقشه تناسب مناطق مختلف دشت سیستان برای استقرار نیروگاههای خورشیدی با رویهم گذاری لایهها و اعمال محدودیتها در پنج طبقه تهیه شد. بر اساس نتایج، 4/8 درصد از کل مساحت منطقه مورد مطالعه که در قسمت جنوبی شهرستان زهک و شهرستان هامون و بخشهای شرقی از شهرستان نیمروز قرار گرفته است، دارای تناسب عالی است. همچنین 6/36 درصد از منطقه مورد مطالعه دارای تناسب خوب، 5/0 درصد دارای تناسب متوسط و 18 درصد، برای احداث نیروگاه خورشیدی دارای تناسب ضعیف است. افزون بر این، معیارهای ساعات آفتابی، درجه حرارت و ارتفاع بهدلیل وزن بیشتر، بهعنوان مهمترین معیارها شناخته شد. نتایج نشان میدهد که بهطور کلی حدود 45 درصد از منطقه سیستان از تناسب زیادی برای احداث نیروگاه خورشیدی برخوردار است، بنابراین خطر سرمایهگذاری در زمینه احداث نیروگاه خورشیدی در این منطقه کم است. بهرهبرداری حداکثر از انرژی خورشیدی در منطقه سیستان میتواند شرایط مناسبی را برای توسعه اقتصادی و افزایش ماندگاری مردم در منطقه فراهم آورد.