چین، ایران و تحول ژئوپلیتیکی خاورمیانه
نویسندگان
1 استادیارگروه علوم سیاسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
2 استادیار، گروه معارف، دانشگاه پیام نور، تهران ، ایران
3 استادیار گروه علوم سیاسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
10.22034/fr.2024.425316.1461چکیده
مقاله حاضر با روش توصیفی-تبیینی، سیاست خارجی چین را بعد از آغاز خروج تدریجی ایالاتمتحده آمریکا از خاورمیانه و روند تحول ژئوپلیتیکی در این منطقه را در پاسخ به این پرسش که تأثیرات این تحول ژئوپلیتیکی بر سیاست خارجی چین در رابطه با ایران چه بوده و چه خواهد بود، به یاری نظریه موازنه تهدید، مورد بررسی قرار میدهد. فرض مقاله آن است که پکن بر مبنای رویکرد همکاری عملگرایانه خود در گسترش روابط با ایران، تلاش تهران برای مقابله با نفوذ ایالاتمتحده را همراستا با افزایش نفوذ جهانی چین و چالشی نیرومند در برابر تغییر نظم بینالمللی به رهبری آمریکا میداند. از همینرو از دید مقامات چینی، حمایت ایران از مقاومت در خاورمیانه بهوضوح مانعی در مقابل تمرکز هرچه بیشتر آمریکا بر مسائل اقیانوس هند و اقیانوس آرام ارزیابی میشود که چین کانون اصلی منافع ژئوپلیتیک خود تلقی میکند. در مقابل، ایران نیز چین را حامی اصلی اقتصادی و دیپلماتیک خود در برابر فشارهای ایالاتمتحده مییابد. در نتیجه، چین عصر شیجینپینگ بر مبنای رهیافت واقعگرایی تدافعی از رویکرد سیاست توازن قدرت نرم در منطقه حمایت کرده و کوشیده است تا بین روابط خود با ایران و دیگر شرکای منطقهای مانند عربستان درصدد ایجاد تعادل نرم برآید. با وجود این، چینیها از برهم خوردن توازن قدرت در منطقه به نفع هر یک از شرکای مهم خاورمیانهای خود حمایت نکرده و حفظ وضع موجود را گزینه بهتری ارزیابی میکنند.