بررسی تأثیر کوآپ مبتنی بر آموزش مراقبین بر عملکرد آکوپیشنال (تعمیم و انتقال) و خودکارآمدی در افراد مبتلا به سکته مغزی مزمن: پروتکل یک مطالعه کارآزمایی بالینی دو سوکور

نویسندگان

1 گروه کاردرمانی، دانشکده علوم توانبخشی، دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، تهران، ایران.

2 گروه کاردرمانی، دانشکده علوم توانبخشی، دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، تهران، ایران.

3 گروه کاردرمانی، دانشکده علوم توانبخشی، دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، تهران، ایران.

doi
10.32598/SJRM.14.3.3332
چکیده

مقدمه و اهداف افراد مبتلا به سکته مغزی اغلب با ترکیبی از اختلالات پس از سکته مغزی مواجه می‌شوند که می‌تواند فعالیت و مشارکت را محدود نماید. رویکردهای درمانی مختلفی در توانبخشی سکته مغزی توسط کاردرمانگران استفاده می‌شود، اما این رویکردها از جهت بهبود تعمیم و انتقال مهارت آکوپیشنال، در افراد مبتلا به سکته مغزی و همچنین باقی ماندن بهبودی کسب‌شده در مدت طولانی، از شواهد ضعیفی برخوردار هستند. به همین جهت در سال‌های اخیر استفاده از رویکرد کوآپ در توانبخشی افراد مبتلا به سکته مغزی مورد توجه قرار گرفته است. ازطرفی در مطالعات گذشته به مشارکت مراقبین که یکی از ویژگی‌های کلیدی رویکرد کوآپ می‌باشد کمتر توجه شده است. ازاین‌رو، هدف از مطالعه حاضر، بررسی اثربخشی رویکرد کواپ مبتنی برآموزش مراقبین بر عملکرد آکوپیشنال (تعمیم و ترنسفر) و خودکارآمدی در افراد مبتلا به سکته مغزی مزمن می‌باشد.مواد و روش‌ها این کارآزمایی بالینی دوسوکور، شامل 20 نفر شرکت‌کننده مبتلا به سکته مغزی مزمن خواهد بود. در این مطالعه تأثیر کوآپ مبتنی بر آموزش مراقبین بر عملکرد آکوپیشنال و خودکارآمدی افراد مبتلا به سکته مغزی مزمن در مقابل اجرای کواپ در افراد مبتلا به سکته مغزی مزمن به‌صورت مستقیم توسط کاردرمانگر مقایسه خواهد شد. مداخله کوآپ در هر دوگروه توسط یک کاردرمانگر آموزش‌دیده کوآپ، در 10 الی 12 جلسه به‌صورت 2 جلسه در هفته ارائه خواهد شد. با این تفاوت که در گروه آزمایش الزام به حضور مراقبین در تمام جلسات وجود خواهد داشت. فرآیند ارزیابی توسط یک ارزیاب ناآگاه از گروه‌بندی قبل از مداخله، بلافاصله پس از اتمام مداخله و 1 ماه پس از پایان مداخله انجام خواهد شد. همچنین، بیماران از گروه‌بندی بی‌اطلاع هستند. نتایج اولیه با ارزیابی تمامی شرکت‌کنندگان مبتلا به سکته مغزی مزمن از طریق آزمون‌های مقیاس عملکرد کاری کانادایی (COPM)، مقیاس رتبه‌‌بندی کیفیت عملکرد (PQRS) و مفیاس خودکارآمدی عمومی (GSE-10) و نتایج ثانویه با ارزیابی کیفیت زندگی مراقبین شرکت‌کننده از طریق پرسش‌نامه کوتاه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی(WHO-QOL-BREF) بررسی خواهد شد. نتیجه‌گیری پیش‌بینی می‌شود نتایج این مطالعه اطلاعات مفیدی در مورد اثر کاربرد رویکرد کوآپ مبتنی بر آموزش مراقبین بر عملکرد آکوپیشنال و خودکارآمدی در افراد مبتلا به سکته مغزی مزمن ایجاد کند.