تحلیل تاریخی چالشهای پیادهسازی سیاستهای تدارکات عمومی حامی نوآوری در ایران
نویسندگان
1 استادیار، پژوهشکده مطالعات فناوری ریاست جمهوری، تهران، ایران
2 استادیار، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی، تهران، ایران.
doi
10.22034/jmi.2021.285819.2566چکیده
نقش سیاستهای تدارکات عمومی حامی نوآوری در تحریک تقاضا در دهههای اخیر مورد توجه سیاستگذاران خصوصا در کشورهای توسعه یافته قرار گرفته است. به منظور بررسی تحلیلی تاریخی روند تطوری این دسته از سیاستها در ایران، مطالعه چند موردی از سیاستهای افقی و عمودی و مقایسه آنها در این مقاله انجام میشود. مهمترین نمود این سیاستها از سال 1375 و با تصویب قانون حداکثر استفاده از توان داخل اجرا و به مرور تکامل یافت. در این پژوهش از سیاستهای افقی، قانون حداکثر استفاده از توان داخلی (مصوب 1375، 1391 و 1398) و ضوابط بکارگیری تسهیلات اعتبار صادراتی یا فاینانس (مصوبه شورای اقتصاد در بازه زمانی 1390 تا 1396)؛ و از سیاستهای عمودی سیاست 10 قلم کالای اساسی نفت (اجرا در سال 1394) و نمایشگاه ساخت ایران (آغاز اجرا در سال1391) مورد بررسی قرار میگیرد. این چهار برنامه سیاستی بر اساس الگوی سیاستی چهاربخشی تحلیل ابعاد تدارکات عمومی حامی نوآوری تحلیل شده و با یکدیگر مقایسه شدهاند. بررسی تطور ابزارهای سیاست تدارکات عمومی حامی نوآوری نشان میدهد، شفافیت تقاضا مبتنی بر اولویتهای بخشهای مختلف، احصاء، ارزیابی و ارتقای توانمندی داخلی، نهادهای واسط (مدیریت هزینههای مبادله) و ارتقای نظام حکمرانی، در جهت توسعه نوآوریهای بخشی مهمترین چالشهای مشترک در چهار برنامه مورد بررسی است. یافتههای این پژوهش دلالت بر تکرار چالشها و نواقص سیاستی در فرآیند متنوعسازی و تطور برنامههای سیاستی افقی و عمودی تدارک عمومی حامی نوآوری در ایران است که پیشنهاد میشود در تلاشهای آتی سیاستگذاری مورد توجه قرار گیرد.