آینده نبرد ترکیبی محور مقاومت اسلامی و اسرائیل در چشمانداز 2030
نویسندگان
1 استاد علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
2 دانشجوی دکترای علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
doi
10.22034/fr.2024.441310.1489چکیده
نبرد محور مقاومت و اسرائیل بهعنوان یکی از منازعات دیرپا در منطقه غرب آسیا در سالهای اخیر بهواسطه تحول فناوری نظامی پیچیدهتر شده است. نقطه عطف این جنگ را میتوان در جنگ 33 روزه اسرائیل و حزبالله لبنان در سال 2006 دانست که در آن حزبالله، بهعنوان یک گروه مسلح غیردولتی، مجهز به تسلیحات با فناوری پیشرفته و سایر فناوریهای مخرب، توانست بازدارندگی اسرائیل را به چالش بکشد. علاوه بر آن سایر گروههای مقاومت در فلسطین، یمن و عراق نیز در سالهای اخیر توانستهاند بهصورت غیرمتمرکز در سطوح تاکتیکی، نیروهای دفاعی اسرائیل را با انواع جنگ متعارف و غیرمتعارف خود شوکه کنند. این در حالی است که اسرائیل در چشمانداز 2030 استراتژی امنیت ملی خود که در سال 2018 تدوین کرد بر تقویت سیستم امنیت ملی و دفاعی خود تأکید دارد. گسترش نبرد ترکیبی میان محور مقاومت و اسرائیل این سؤال را به ذهن متبادر میسازد که مهمترین پیشرانهای نبرد ترکیبی محور مقاومت با اسرائیل 2030 کدماند؟ مقاله حاضر با استفاده از روش تحلیل روند تلاش دارد به سؤال مزبور پاسخ دهد. یافتههای پژوهش نشان میدهد آینده نبرد ترکیبی محور مقاومت با اسرائیل بیش از هر چیز تابعی از پیشرانهای «دسترسی به فناوریهای نوین»، «توانایی ائتلافسازی منطقهای»، «توانایی بازدارندگی شناختی و تصویرسازی» و «ایجاد فرهنگ راهبردی» است.