تحلیلی از مبانی قرآنشناختی نظریه روح معنا و استلزامات آن در فهم زبان قرآن با تأکید بر آرای آیتالله جوادی آملی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، واحد رودهن، دانشگاه آزاد اسلامی، رودهن، ایران
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد رودهن، دانشگاه آزاد اسلامی، رودهن، ایران.
3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد رودهن، دانشگاه آزاد اسلامی، رودهن، ایران
doi
10.22034/jid.2024.363308.2368چکیده
یکی از دیدگاههای مهم در معناشناسی الفاظ متشابه قرآن، نظریه روح معناست. این نظریه نخستین بار توسط غزالی مطرح شد و اندیشمندانی چون ملاصدرا، فیض کاشانی، امام خمینی و علامه طباطبایی از مدافعان آن بودهاند. این نظریه در آثار جوادی آملی بر اساس زنجیرهای از مبانی بهویژه مبانی قرآنشناختی و تفسیری مورد توجه ویژهای قرار گرفته است و در واژههای متشابه و غیرمتشابه کاربستهای متعددی یافته است. هدف این مقاله، استنتاج مبانی قرآنی در جایگاه مقدمهای بر نظریه روح معنا و تحلیل برخی نتایج آن در فهم واژههای قرآنی بر مبنای آثار ایشان است. برخی مبانی اصلی بهدستآمده عبارتاند از: نزول تجلیگونه قرآن، ذومراتببودن قرآن، کلیت و دوام آن و ... . بررسی مهمترین استلزامات این نظریه در مواردی نظیر فهم ذومراتبی قرآن، فهم تفسیری و فهم جری و تطبیقی و نفی مجازگرایی در تبیین صفات خبری از دیگر دستاوردهای این نوشتار است. از نتایج این مقاله که به روش توصیفی - تحلیلی نگاشته شده است، بیان نقش مؤثری است که پذیرش این قاعده در فهم عمیقتر و حقیقتگرایانۀ قرآن در مقابل نظریههای رقیب به جای میگذارد.