نخبگان سیاسی و صورتبندی گفتمانی اعتدال در سیاستخارجی جمهوری اسلامی ایران (1400-1392)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری
2 دکتری تاریخ
3 فارغ التحصیل
doi
چکیده
نخبگان سیاسی، نقش اساسی در صورتبندی و جهتدهی به گفتمانها دارند؛ بهگونهای که یکی از نقشهای نخبگان، پویش نهادینگی سیاسی و بسط حوزه سیاست و مشروعیتبخشیدن به پویاییها و تحولات سیاسی در قالب گفتمانهاست. برای این منظور، نخبگان سیاسی دالهای گفتمان پیشین را با طردکردن، به حوزه گفتمانگونگی سوق داده و گفتمان جدید را حول دال مرکزی بنا میکنند. از طرفی، سیاستخارجی ازجمله حوزههایی است که تحت تاثیر تحولات داخلی کشورها و دگرگونی گفتمانی حاکم بر آن متحول میشود. بر این اساس غلبه گفتمان اعتدال در دهه 1390، موجب تحول در رویکرد سیاستخارجی جمهوری اسلامی ایران شد. در این راستا، پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این پرسش اساسی است که نخبگان سیاسی چه تاثیری بر شکلگیری، صورتبندی و جهتدهی به گفتمان حاکم در دوران روحانی داشتهاند؟ برای بررسی این موضوع، از یک رویکرد تلفیقی، با کاربست دو نظریه نخبگان و تحلیل گفتمان بهره برده شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که گفتمان اعتدال با غلبه و اثرگذاری نخبگان حوزه سیاستخارجی، اساسا به یک خوردهگفتمان در عرصه سیاستخارجی با محوریت دال مرکزی «تعامل با جهان خارج» فروکاسته شد. از این جهت، این گفتمان نه در تقابل با کلیت گفتمان پیشین، بلکه در تخاصم با وجوه تقابلی و ماجراجویانه آن در حوزه سیاستخارجی به ویژه در ارتباط با غرب شکل گرفت و توانست در دهه 1390 به گفتمانی هژمونیک تبدیل شود. با خروج ایالاتمتحده امریکا از برجام و حوادث پس از آن، این گفتمان سلطه هژمونیک خود را از دست داده و به حاشیه رانده شد