الگوی کارآمدسازی سیستمی؛ گذار از محیط تقابلی به سیاست خارجی فرکتال تعاملمحورانه منطقهای (نمونه مطالعاتی: جمهوری اسلامی ایران)
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران.
2 دانشیار، گروه علوم سیاسی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران.
doi
چکیده
کارآمدسازی از جمله مؤلفههای راهبردی برای توانمندسازی نظام و سیستم سیاسی است که در بُعد کلان و غایت نهایی خود موجب ایجاد یک نظم واحد و سازمانیافته سیستمی در یک محیط بینظم و آشوبمحور میشود. در حوزه سیاست خارجی، کشورها همواره در تلاش هستند تا با کارآمدسازی کنشگری منطقهای و بینالمللی بر ضریب نفوذ و قدرت اثرگذاری خود در مناطق پیرامونی و غیر پیرامونی بیفزایند و یک مدل و الگوی کارآمد بهحساب آیند. بهطور کلی در محیطهای پرآشوب که تنشهای مختلف به یک سیستم تصمیمگیر وارد میشود؛ پیگیری یک سیاست خارجی داهیانه که بتواند به خنثیسازی این ورودیها اقدام نماید و به مدیریت دگرگونیهای سیستمی بپردازد از اهمیت راهبردی برخوردار است. در منطقه خاورمیانه به دلیل ژنگان (کدهای ژئوپلیتیکی) تعارضی و ورودیهای آشوبطلب به سیستم موجود و در اصل یک محیط پردازششده همراه با تعارض و تقابل، پیگیری سیاست خارجی هوشمندانه از الزامات و بایستههای دولتها بهحساب میآید. بر این اساس پرسش اصلی پژوهش حاضر این بوده است که «جمهوری اسلامی ایران در محیط منطقهای خود برای گذار از یک نظم تقابلی به یک بستر تعاملی و فرکتال (نظمساز) باید چه مسیری را طی کند؟» در پاسخ به این پرسش، با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی، این فرضیه مطرح شده است که ضرورت دارد جمهوری اسلامی ایران در جهت پارادایم تغییر، نوعی کنشگری کارآمد را در قرن جدید در چنین منطقهای اجرا کند. یافتههای پژوهش نشان داده است که الگوی سیاست خارجی منطقهای ایران بهمنظور کارآمدسازی سیستمی - منطقهای باید مدل سیاست خارجی (نظمساز) تعاملی باشد.