تأثیر تمرینات ریتمیک بر حس عمقی و اسپاسیتی کودکان مبتلا به همیپلاژی
نویسندگان
1 گروه رفتار حرکتی، دانشکده تربیت بدنی و علوم ورزشی، واحد ارومیه، دانشگاه آزاد اسلامی، ارومیه، ایران.
2 گروه رفتار حرکتی، دانشکده علوم ورزشی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران.
3 گروه رفتار حرکتی، دانشکده علوم ورزشی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران.
doi
10.32598/SJRM.13.5.2733چکیده
مقدمه و اهداف اسپاسم عضلانی و اختلالات حس عمقی ازجمله مشکلات شایع در کودکان فلج مغزی است. یکی از راههای تحریک این افراد جهت برخورداری از سبک زندگی فعال استفاده از تمرینات ریتمیک است. هدف تحقیق حاضر بررسی اثر تمرینات ریتمیک بر حس عمقی و اسپاسیتی کودکان مبتلا به فلج مغزی همیپلاژی است. مواد و روشها پژوهش حاضر از نوع تحقیقات نیمهتجربی حاوی طرح پیشآزمون و پسآزمون است. آزمودنیها 30 دختر فلج مغزی همیپلژی 7 - 12 ساله شهر تهران بودند که به روش نمونهگیری دردسترس انتخاب شدند و بهطور تصادفی در 2 گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. شرکتکنندگان در گروه آزمایش به مدت 8 هفته به انجام تمرینات ریتمیک پرداختند. گروه کنترل برنامههای درمانی معمول خود را ادامه دادند. از مقیاس اصلاحشده آشورث برای ارزیابی اسپاسیتی و همچنین از ژیروسکوپ بهمنظور اندازهگیری وضعیت حس عمقی کودکان استفاده شد. برای آزمون فرضیهها از تحلیل کوواریانس چندمتغیری در سطح آلفای 0/05 <p استفاده شد. یافتهها نتایج آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیری نشان داد حداقل در یکی از متغیرهای وابسته (اسپاسیتی و حس عمقی) تفاوت معناداری بین گروهها وجود دارد. همچنین براساس نتایج آزمون آنکووا، باتوجهبه نمرات بهتر اسپاسیتی و حس عمقی در گروه آزمایش، تمرینات ریتمیک سبب بهبود اسپاسیتی و حس عمقی در مقایسه با گروه کنترل شده بود. نتیجهگیری یافتههای تحقیق حاضر شواهدی مبنی بر بهبود عملکرد حرکتی دست در کودکان فلج مغزی ازطریق کاهش شدت اسپاسیتی و بهبود حس وضعیت مفصل آنها متعاقب برنامههای تمرینی ریتمیک را نشان داد. پیشنهاد میشود در کنار سایر پروتکلهای توانبخشی از تمرینات ریتمیک بهعنوان روشی مناسب جهت بهبود وضعیت اسپاسیتی و حس عمقی در کودکان فلج مغزی همیپلژی استفاده شود