منطقه گرایی و همکاری منطقه ای در آسیای مرکزی
نویسندگان
1 دانشآموخته دکتری روابط بینالملل از دانشگاه جواهر لعل نهرو، دهلی نو، هندوستان
doi
چکیده
در دورۀ پس ازفروپاشی شوروی، آسیای میانه انسجام موجود در دوره شوروی را از دست دادهاست. کشورهای منطقه از آن زمان بهدنبال پیوندهای بیرونی برای دستیابی به منافع اقتصادی و امنیتی خود بودهاند. در این روند، رابطۀ بین کشورهای آسیای میانه ضعیف شد و در برخی موارد خصمانه شد. فرایند ملتسازی که رهبران ملی انجام دادند، اقلیتهای قومی وکشورهای همسایه را از خود دور کرد. در نتیجه، سازوکارها یا سازمانهای منطقهای که درمنطقه ایجاد شدهاند توسط قدرتهایی مانند روسیه، چین و ایالاتمتحده هدایت یا آغاز میشوند. منافع رقابتی این قدرتها در ارتقای همکاری بین کشورهای آسیای مرکزی کمکی نکردهاست، هرچند برخی از این سازمانها برای کشورهای عضو مفید هستند. با اینحال از سال 2016 که رهبر جدیدی به ریاست جمهوری ازبکستان رسید، روند جدیدی قابلمشاهده است. بهبود روابط دوجانبه و اجلاس سران منطقه، امید به منطقهگرایی جدید در آسیای میانه (که مبتنی بر پویایی همکاری داخلی در منطقه است) را تقویت میکند. این ممکن است جایگزین سازوکارها یا سازمانهای موجود نشود. با اینحال، این فرایند خود برای همکاری بینمنطقهای مناسب است و میتواند برای رهایی منطقه از رقابت ژئوپلیتیکی قدرتهای خارجی مفید باشد. پرسش پژوهش این است که «چرا تاکنون روند منطقهسازی درآسیای مرکزی با موفقیت همراه نبوده است؟» در پاسخ به پرسش، این فرضیه مطرح میشود که بهنظر میرسد عوامل و موانع سیاسی، امنیتی، اقتصادی و فرهنگی درونمنطقهای و نیز دخالت بازیگران فرامنطقهای باعث عدم موفقیت منطقهگرایی در آسیای مرکزی شدهاست.