در بارۀ دو رویکرد اساسی در تاریخنگاری ریاضیات
نویسندگان
1 پژوهشکده تاریخ علم دانشگاه تهران
doi
10.22059/jihs.2019.272682.371471چکیده
تاریخنگاری ریاضیات در سالهای اخیر متحول شده است و رویکرد پیشین که منجر به نگارش کتابهای تأثیرگذاری در تاریخ ریاضی بود از اعتبارش کاسته شده است. نسل جدید مورخان ریاضیات یا حداقل گروهی از آنها دیگر آن رویکرد را مناسب نمیدانند. نگاه تازه به تاریخ ریاضی کاملاً متفاوت با رویکرد کلاسیک است و به واقعیات تاریخی، که در روش کلاسیک به آن توجه نمیشد، اهمیت میدهد. تفاوت میان این دو رویکرد که مبتنی بر مفروضات شناختشناسانۀ متفاوت است به دو گونه تاریخنگاری کاملاً مجزا منجر میشود. این شرایط باعث میشود که این دو نوع تاریخنگاری در مقابل هم قرار بگیرند. در این مقاله میکوشیم تا هر یکی از این رویکردها، خصوصیات، مفروضات، نتایج و ریشههای آنها را معرفی کنیم و سرانجام رویکرد دیگری پیشنهاد کنیم که از تقابل میان این دو نوع تاریخنگاری میکاهد.