آزمون تجربی مدل فراشناختی نشخوار فکری و افسردگی در جمعیت غیربالینی دانشجویی

نویسندگان

1 دانشگاه خوارزمی

2 دانشگاه خوارزمی

3 دانشگاه خوارزمی

doi
چکیده

مطالعات انجام شده بر روی جمعیت دانشجویی دامنه‌ بالایی از اختلال افسردگی را نشان می‌دهد. هدف پژوهش حاضر، آزمون تجربی روابط ساختاری بین متغیرهای نشخوار فکری، باورهای فراشناختی و افسردگی بر اساس مدل مفهومی ولز و متیوز (1994) در جمعیت غیربالینی دانشجویی بود. چهار صد و یک دانشجوی دختر و پسر (با میانگین سنی 01/21 سال و انحراف استاندارد 96/1) به مقیاس باورهای فراشناختی مثبت و منفی، پرسشنامه­های نشخوار فکری و پرسشنامه افسردگی بک پاسخ دادند. بررسی شاخص‌های برازش مدل نشان داد که مدل فراشناختی افسردگی و نشخوار در این جمعیت غیربالینی از برازش نسبتاً خوبی برخوردار است. با این حال، روابط بین مؤلفه­های مدل در جمعیت غیربالینی اندکی با جمعیت بالینی متفاوت است. در جمعیت غیربالینی، نشخوار فکری هم به صورت مستقیم و غیرمستقیم با افسردگی ارتباط دارد، برعکس جمعیت بالینی که نشخوار فکری فقط از طریق باورهای فراشناختی منفی بر افسردگی اثر می‌گذارد. همچنین نتایج نشان دادند که در جمعیت غیربالینی، نشخوار فکری فقط از طریق فعال‌سازی باورهای فراشناختی منفی مربوط به کنترل­ناپذیری و آسیب و نه باورهای منفی مربوط به پیامدهای اجتماعی، منجر به علائم افسردگی می‌شود. مدل فراشناختی می­تواند تبیین مناسبی را برای افسردگی در جمعیت غیربالینی فراهم ‌آورد.