کاربرد ویژگیهای دانهبندی رسوبات بادی در تعیین مورفولوژی تپههای ماسهای همگن براساس تحلیلهای آماری دو و چند متغیره (مطالعه موردی: ارگ کاشان)
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد بیابانزدایی، دانشکدهی منابع طبیعی و علوم زمین، دانشگاه کاشان
2 استادیار دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران
3 استادیار دانشکده منابع طبیعی و علوم زمین، دانشگاه کاشان
4 استادیار مرکز تحقیقات بینالمللی بیابان، دانشگاه تهران
doi
10.22034/jdmal.2013.17090چکیده
ارگ ریگ بلند کاشان، یکی از معدود مجموعههای ماسهای مهم ایران به شمار میآید. به منظور تعیین همگنی ویژگیهای تپههای ماسهای مختلف در ارگ کاشان، ابتدا با استفاده از پایگاه Google earth، عکسهای هوایی و نیز بازدیدهای میدانی، نقشة مرفولوژی منطقهی مورد مطالعه تهیه شد. سپس به منظور تعیین متغیرهای آماری مختلف انواع تپههای ماسهای، نمونهبرداری از رسوبات بادی در اشکال مختلف تپههای ماسهای صورت گرفت. بررسی شاخصهای دانهبندی (گرانولومتری) نمونهها براساس روش الک خشک انجام گرفت و با استفاده از نرمافزار Gradistat پارامترهای آماری از قبیل قطر میانگین، جورشدگی، کجشدگی، کشیدگی،d10 و d90 تعیین و مهمترین متغیرهای مؤثر در گروهبندی تپهها براساس ویژگیهای دانهبندی بر مبنای شاخصهای لامبدا و ضرایب کانونیک تعیین شد. نتایج نشان داد که تنها دو متغیر جورشدگی و کشیدگی از نظر آماری توانایی جداسازی تپههای مختلف را دارند (با دقت حدود 57 %). بنابراین با توجه به دو شاخص جورشدگی و کشیدگی طبقهبندی همگنی تپهها به روش تحلیل خوشهای انجام شد. نتایج نشان داد که تپههای ماسهای تثبیت شده (بارخانی) در گروه مجزا قرار میگیرند. این مسئله به دلیل تأثیر شرایط ناشی از استقرار پوشش گیاهی از یک سو و توانایی باد در حمل ذرات ریز دانهتر و به جای ماندن ذرات درشتدانه بیشتر در این مناطق است. همچنین به منظور بررسی همگنی تپههای ماسهای به روش آنالیز دو متغیره، نمودارهای بایوپلات ترسیم و مشخص شد شاخصهایی همچون d10 وd90 نیز به طور گرافیکی و بصری قابلیت تفکیک را دارا هستند ولی از نظر آماری چنین نیست. نتایج نشاندهندة قابلیت روشهای چند متغیره در طبقهبندی تپههای ماسهای است. آنچه مسلم است استفاده از روش های چند متغیره میتواند به طور کمی تپههای ماسهای را طبقهبندی کرد و نظرات کارشناسی را به حداقل رساند.