تحلیل اندیشههای انتقادی ابوالحسن شاذلی و طریقت شاذلیه
نویسندگان
1 دانشیار گروه ادیان و عرفان تطبیقی، دانشکده الاهیات، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 دانشیار گروه ادیان و عرفان تطبیقی، دانشکده الاهیات، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
3 دانشجوی دکتری ادیان و عرفان تطبیقی، دانشکده الاهیات، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22034/jid.2021.59015.1221چکیده
طریقت شاذلیه، عنوان یکی از طریقتهای صوفیانهای است که ابوالحسن شاذلی (593-655 ه.ق.) آن را بنا نهاد. ابوالحسن با تأسیس طریقت خود در پی ایجاد تحولی اساسی در تصوف زمان خود برآمد. او به روش و منطق سلوک صوفیانی که در دوران معاصرش میزیستند منتقد بود. مسائلی همچون ریاضت، کرامتگرایی، سماع، دیانت و شریعت در سلوک، شغل و پوشش صوفیان، بیشترین سهم را در این نقدها داشت. وی با مطرحکردن طریقی نو در سلوک، که آن را «طریق شکر» نامید، به اصلاح این امور اقدام کرد. پس از ابوالحسن شاذلی، ابوالعباس مرسی، خلیفه و شاگرد تراز اولش، ابنعطاءالله سکندری، ابنعجیبه و نیز احمد الزروق بیشترین نقش را در انتشار شاذلیه بر عهده داشتند. امروزه نیز این طریقت توانسته است میلیونها مسلمان را به خود جذب کند و از نشاط خوبی برخوردار است. تحقیق پیش رو با مطالعه در آثار و اندیشههای سلوکی ابوالحسن شاذلی باورهای سلوکی وی را تحلیل کرده و اصول و مبانی عرفانیاش را کاویده است. بنابراین، محبت الله، خلوتگزینی در سلوک، ضرورت شیخ و استاد، ذکر و ولایت را باید از اصول پنجگانه سلوک در طریقت شاذلیه دانست.