اثربخشی نرمافزار بازتوانی شناختی بر عملکردهای شناختی بیماران نقص شناختی خفیف-غیر فراموشکار
نویسندگان
1 گروه روانشناسی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
2 گروه روانشناسی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
3 گروه روانشناسی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
doi
10.32598/SJRM.13.2.2992چکیده
مقدمه و اهداف نقص شناختی خفیف یکی از نیمرخهای شناختی سالمندی است که باتوجهبه اینکه کدامیک از کارکردهای شناختی را درگیر میکند به دو نوع اصلی نقص شناختی خفیف نوع فراموشکار و نقص شناختی خفیف نوع غیرفراموشکار دستهبندی میشود. هدف پژوهش حاضر طراحی برنامه بازتوانی شناختی مبتنی بر مدل فرایند توجه و بررسی اثربخشی آن بر توجه و کارکردهای اجرایی سالمندان مبتلا به نقص شناختی خفیف نوع غیرفراموشکار بوده است.مواد و روشها طرح این پژوهش از نوع آزمایشی با پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری است. پس از طراحی برنامه بازتوانی شناختی مبتنی بر نرمافزار، 30 نفر از افراد باالای 60 سال که توسط غربالگری با آزمون مقیاس ارزیابی شناختی واحد روانپزشکی عصبی و تشخیص روانپزشک مبتلابه نقص شناختی خفیف نوع غیرفراموشکار تشخیص داده شدند و ملاکهای ورود را داشتند به تصادف در یکی از گروههای آزمایش و کنترل با ظرفیت 15 نفر جایگذاری شدند. برای انجام مداخله بازتوانی یک سامانه نرمافزاری برگرفته از آموزش فرایند توجه سولبرگ و متیر طراحی شد و روایی و پایایی آن در جامعه سالمند ایرانی تأیید شد. پس از انجام پیشآزمون، گروه آزمایش تحت مداخله 13 جلسهای بازتوانی با نرمافزار قرار گرفتند و گروه کنترل مداخلهای دریافت نکردند. پس از پایان جلسات و 3 ماه پس از آن مجدداً از هر دو گروه آزمون گرفته شد و نتایج با آزمونهای آماری تحلیل کووریانس و من ویتنی یو در نرمافزار SPSS نسخه 26 مقایسه شدند. یافتهها بین میانگین خطا در نمرات توجه انتخابی همخوان و ناهمخوان، کارکرد اجرایی، زمان و خطا در توجه متناوب در فرم A آزمون ردیابی رنگ و زمان توجه متناوب در فرم B همین آزمون و همچنین نمرات زمان و خطا در توجه تقسیم شده، بین دو گروه در مرحله پسآزمون تفاوت معناداری وجود دارد (05/0>P)، اما بین میانگین زمان توجه انتخابی، زمان و خطا در توجه پایدار و خطا در توجه متناوب فرم B آزمون ردیابی رنگ تفاوت معناداری بین نمرات پسآزمون دو گروه مشاهده نشد (05/0>P) و مداخله به بهبود معناداری در این بخشها منجر نشد. همچنین نتایج تا 3 ماه بعد پایدار بودند.نتیجهگیری این یافتهها تأییدی بر اثربخشی مداخلات بازتوانی شناختی میباشد. برنامه بازتوانی شناختی طراحیشده در این پژوهش میتواند باعث بهبود معنادار در توجه و کارکردهای اجرایی بیماران مبتلابه نقص شناختی خفیف نوع غیرفراموشکار شود و میتواند بهعنوان یک گزینه برای مداخله توسط بالینگران استفاده شود.