نسبت دیپلماسی رسانهای و گفتمانی با منافع ملی جمهوری اسلامی ایران در عراق جدید
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری روابط بینالملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، واحد رفسنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، رفسنجان، ایران
2 استادیار روابط بینالملل و عضو هیئتعلمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی، واحد رفسنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، رفسنجان، ایران
3 استادیار فقه و مبانی حقوق اسلامی، عضو هیئتعلمی دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
چکیده
سقوط رژیم بعث آغازگر تحولات جدیدی در عرصه سیاسی عراق بود، به نحوی که جو سیاسی و اجتماعی این کشور را مستعد پذیرش گفتمانهای جدیدی نمود. در این چارچوب قدرتهای مختلف منطقهای و فرامنطقهای و به خصوص ایران، آمریکا، ترکیه و عربستان تلاشهای جدیدی را در راستای تقویت ابعاد رسانهای و گفتمانی خود در افکار عمومی عراق آغاز نمودند. در این چارچوب دیپلماسی رسانهای را شاید بتوان کمهزینهترین و کارآمدترین ابزاری دانست که از ظرفیت اثرگذاری مثبت بر افکار عمومی دیگر کشورها در راستای تحقق منافع ملی برخوردار است. بهعبارتیدیگر، دیپلماسی رسانهای ازجمله ابزارهایی است که میتواند باعث ارتقاء شاخصهای قدرت نرم هر کشوری شود. جمهوری اسلامی ایران نیز در طول سالهای اخیر تلاش وافری را برای کاربست این ابزار در قبال کشورهای همسایه و بهخصوص عراق انجام داده است. بر این اساس، پرسش اساسی که مقاله حاضر به بررسی آن میپردازد این است که راهبرد دیپلماسی رسانهای و گفتمانی جمهوری اسلامی ایران در قبال عراق در دوران پساصدام چه مختصاتی داشته و چه روندها و تحولاتی را تجربه کرده است؟ مقاله حاضر با استفاده از روشهای مقایسهای و توصیفی–تحلیلی، این فرضیه را مطرح ساخته که راهبرد دیپلماسی رسانهای و گفتمانی جمهوری اسلامی ایران در عراق مبتنی بر توسعه کمی و کیفی رسانههای دیداری و شنیداری با هدف ارتقاء شاخصهای قدرت نرم بوده است.