بررسی اثر کینزیوتیپینگ و فیدبک خارجی در زمان واقعی بر عملکرد اندام تحتانی حین تکلیف اسکات تک پا در افراد با راستای تیبیوفمورال واروس

نویسندگان

1 گروه بیومکانیک و آسیب‌شناسی ورزشی، دانشکده تربیت بدنی و علوم ورزشی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.

2 گروه آسیب‌شناسی ورزشی و حرکات اصلاحی، دانشکده تربیت بدنی و علوم ورزشی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.

3 گروه بیومکانیک و آسیب‌شناسی ورزشی، دانشکده تربیت بدنی و علوم ورزشی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.

4 گروه بیومکانیک و آسیب‌شناسی ورزشی، دانشکده تربیت بدنی و علوم ورزشی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.

5 گروه بیومکانیک و آسیب‌شناسی ورزشی، دانشکده تربیت بدنی و علوم ورزشی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.

doi
10.32598/SJRM.13.1.15
چکیده

مقدمه و اهداف افراد با بدراستایی­‌های پوسچرال از جمله تیبیوفمورال واروس احتمالاً با الگوهای حرکتی ناقص حین فعالیت‌های عملکردی همراه هستند که با آسیب‌های غیربرخوردی اندام ­تحتانی مرتبط است. درمورد این افراد توصیه شده است طراحی پروتکل‌های تمرینی باید باهدف کنترل و بهبود نقص­‌های عملکردی انجام شود. بنابراین هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر تیپینگ خلفی X (PXT)  و فیدبک خارجی در زمان واقعی بر شاخص­‌های کینماتیکی و الکترومایوگرافی اندام ­­تحتانی حین تکلیف اسکات تک پا در افراد با تیبیوفمورال واروس بود.مواد و روش‌ها اطلاعات الکترومیوگرافی عضلات و کینماتیکی اندام­­­ تحتانی 24 ورزشکار تفریحی با بدراستایی تیبیوفمورال واروس  (12=PXT، 12=RTF) در حالی ثبت شد که شرکت‌کنندگان در هر دو گروه حرکت اسکات تک‌پا را  5 مرتبه به‌صورت متوالی در 2 شرایط متفاوت (قبل و بعد از مداخله) به فاصله 2 دقیقه استراحت انجام دادند. جهت تجزیه‌و‌تحلیل داده‌ها از آزمون­‌های آماری تحلیل واریانس دوطرفه و بونفرونی در سطح معناداری 0/05≥P استفاده شد.یافته‌ها نتایج مطالعه حاضر حاکی از افزایش فعالیت عضله گلوتئوس­مدیوس (0/013=P) در فاز اکسنتریک و کاهش اداکشن هیپ (0/001=P) در حداکثر فلکشن زانو بعد از مداخله نسبت به قبل از مداخله در گروه RTF، کاهش چرخش خارجی تیبیوفمورال زانو بعد از مداخله نسبت به قبل از مداخله در حداکثر فلکشن زانو (0/034=P)، فاز اکسنتریک (0/001=P) و فاز کانسنتریک (0/001=P) در گروه PXT، کاهش پرونیشن مچ ­پا بعد از مداخله نسبت به قبل از مداخله در فاز اکسنتریک (0/001=P) و کانسنتریک (0/001=P) در گروه PXT و در فاز اکسنتریک (0/004=P) در گروه RTF، افزایش ابداکشن مچ پا بعد از مداخله نسبت به قبل از مداخله در فاز کانسنتریک (0/001=P)، اکسنتریک (0/001=P) و در حداکثر فلکشن زانو (0/004=P) در گروه PXT و در فاز اکسنتریک در گروه RTF (P=0/006)، کاهش دورسی فلکشن مچ پا در حداکثر فلکشن زانو بعد از مداخله نسبت به قبل از مداخله (0/017=P) در گروه RTF بود. نتیجه‌گیری نتایج مطالعه حاضر نشان داد که هر دو مداخله PXT و RTF می‌­تواند به اشکال مختلفی بر پارامترهای کینماتیکی افراد با بدراستایی تیبیوفمورال واروس تأثیرگذار بوده و با هدف اصلاح آنی نقص‌­های پوسچرال حین تکلیف اسکات تک‌پا مورد استفاده قرار بگیرد.