تحول در سیاست خارجی و نقش جهانی آمریکا از منطق بینالمللگرایی لیبرال به نئومرکانتیلیسم
نویسندگان
1 دانش آموخته کارشناسی ارشد روابط بین الملل دانشگاه یزد
2 دانشیار روابط بین الملل دانشگاه یزد
doi
چکیده
هدف اصلی این پژوهش مطالعة «تحول نقش جهانی آمریکا در عرصه بینالملل» بوده است. بر طبق استدلال این پژوهش سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا پس از جنگ جهانی دوم تاکنون مبتنی بر منطق بینالمللگرایی لیبرال بوده است و با به قدرت رسیدن دونالد ترامپ، تحولی جدید در نقش جهانی آمریکا در حال شکلگیری است که در صورت تداوم میتواند نظم بینالملل را متحول سازد. از اینرو تمرکز پژوهش معطوف به استدلالهای طرفداران ایفای نقشی محدود برای آمریکا در عرصه بینالملل بوده است. پرسش اصلی پژوهش این بوده که «چرا رویکرد دولت آمریکا در دوران ترامپ از منطق بینالمللگرایی لیبرال به منطق نئومرکانتیلی تغییر کرده است و آیا این تغییر میتواند نظم بینالمللی را تغییر دهد؟» بر طبق فرضیه اصلی پژوهش هزینهمند بودن منطق بینالمللگرایی لیبرال برای آمریکا انتقادات گستردهای را به همراه داشته و با قدرتیابی ترامپ، بهعنوان جدیترین منتقد این منطق، زمینه برای حرکت بهسوی رویکرد نئومرکانتیلی فراهم آمده است. این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی بوده و از منابع مکتوب و مجازی برای جمعآوری اطلاعات استفاده شده است.