مقایسه تأثیر بازآموزی عملکردی با و بدون تمرینات دوگانه بر عملکرد، تون عضلات اندام فوقانی و فعالیتهای روزمره بیماران مبتلا به سکته مغزی مزمن
نویسندگان
1 کمیته تحقیقات دانشجویی، دانشکده علوم توانبخشی، دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، تهران، ایران.
2 مرکز تحقیقات فیزیوتراپی، دانشکده علوم توانبخشی، د انشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، تهران، ایران.
3 دکتری تخصصی اورتز و پروتز ، استادیار گروه فیزیوتراپی ، دانشکده علوم توانبخشی، دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، تهران، ایران
4 مرکز تحقیقات فیزیوتراپی، دانشکده علوم توانبخشی، د انشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، تهران، ایران.
5 گروه فیزیوتراپی، دانشکده علوم توانبخشی، دانشگاه علوم پزشکی همدان، همدان، ایران.
doi
10.32598/SJRM.12.5.15چکیده
مقدمه و اهداف سکته مغزی یکی از بیماریهای شایع در جهان است و بهعنوان پنجمین بیماری منجر به مرگ در جهان شناخته شده است که بهشدت موجب ناتوانی اندام فوقانی میشود. یکی از اهداف اصلی توانبخشی در این بیماران، بهبود عملکرد اندام فوقانی آنهاست. بازآموزی همراه با تمرینات دوگانه، یکی از روشهای توانبخشی در بیماران سکته مغزی است که همراه با اجرای وظایف حرکتی، تمرینات ذهنی نیز از بیمار خواسته میشود. هدف از این مطالعه، بررسی تأثیر بازآموزی به همراه تمرینات دوگانه برعملکرد اندام فوقانی بیماران سکته مغزی مزمن، شامل عملکرد اندام فوقانی، تون عضله خمکننده آرنج، دامنه حرکتی فعال بازکردن مچ دست و توانایی بیمار در انجام فعالیت روزمره است.مواد و روشها در این مطالعه پایلوت، 16 بیمار خانم مبتلا به سکته مغزی مزمن (بیش از 6 ماه) باتوجهبه معیارهای ورود و خروج، برای درمان انتخاب شدند و به 2 گروه 8 نفره آزمایش و کنترل تقسیم شدند. برای هر 2 گروه، درمان روتین شامل تحریک الکتریکی عضلات چهارسر و دورسی فلکسورهای سمت درگیر، 10 دقیقه دوچرخه و انجام 3 وظیفه حرکتی برای اندام فوقانی انجام شد. در گروه آزمایش، بازآموزی حرکتی شامل انجام 3 وظیفه حرکتی بود: 1. روی هم چیدن بلوکهای رنگی؛ 2. باز و بسته کردن درب بطری؛ 3. حرکت دادن لوبیاها با قاشق به سمت هدفی معین. همزمان با انجام وظیفه شمارش معکوس اعداد نیز انجام شد. این درمانها به مدت 12جلسه (3 جلسه در هفته و بهمدت 4هفته) انجام شد. متغیرهای عملکرد اندام فوقانی تون عضلات خمکننده آرنج، دامنه حرکتی فعال اکستنشن مچ دست (با گونیامتری) و فعالیتهای روزمره (شاخص بارتل)، قبل و بعد از درمان اندازهگیری شدند. یافتهها تفاوت معناداری در هیچکدام از متغیرها بین 2 گروه یافت نشد (P>0/05). در مقایسه بینگروهی، هم در گروه کنترل و هم در گروه آزمایش بهبود معناداری در 3 متغیر عملکرد اندام فوقانی، اسپاستیسیتی و انجام فعالیتهای روزانه بعد از 4 هفنه مداخله در مقایسه با شرایط بیس لاین داشت (P<0/05). هرچند برای متغیر دامنه حرکتی فعال اکستنشن مچ دست در هر 2 گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری بین 2 شرایط یافت نشد (P>0/05). نتیجهگیری نتایج نشان داد هر 2 نوع بازآموزی با و بدون تمرینات دوگانه موجب بهبود قابلملاحظه در عملکرد، اسپاستیسیته و توانایی فرد در فعالیتهای روزمره بیماران مبتلا به سکته مغزی مزمن میشود. اما بازآموزی دوگانه تأثیر بیشتری روی ایتن پارامترها نداشت.