رهیافت استقرایی بر ادبیات اجتهادی «الخلاف»
نویسندگان
1 دانشآموخته دکتری مطالعات تطبیقی مذاهب اسلامی
2 دانشیار گروه دانشهای وابسته به فقه پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
3 استادیار گروه مبانی نظری اسلام دانشگاه تهران
doi
چکیده
منطق پژوهشیِ استقرایی اساس بسیاری از شیوههای تحلیل محتوا ویکی از روشهای متداول در پژوهشهای علمی است. در این روش محقق مفاهیمی را به صورت هدفمند انتخاب و در قالب عناوین معینی ساماندهی میکند، سپس با مراجعه به دادهها و یافتهها به جمعبندیای میرسد و نوعی توصیف را ارائه میدهد. مقاله حاضر کوشیده است با توجه به منطق استقرا، ادبیات اجتهادی یا شیوه گفتمان علمی شیخ طوسی را از طریق بسامدگیری واژههای اجماع، روایات، قرآن واصطلاحات فقهی و اصولی و همچنین شیوههای استدلالی شیخ با رأی مخالف، شیوه استفاده شیخ از اقوال فقهی اهل تسنن و منابع استنباطی فقه شیعه به شیوه فقه مقارن، کتاب الخلاف را به روش سندی و آماری تحلیل کند. از اولویتهای پژوهشی حاصل از استقرای مبانی اجتهادی شیخ طوسی این است که شیخ به دلیل شرایط سیاسی و مذهبیِ زمان حیات خود و ضرورت ایجاد وحدت میان فقهای شیعه، اجماع را در تعریف جدیدی به معنای کاشفیت از رأی معصوم ابداع کرده و بیش از هر اصل دیگری به آن استناد کرده است. ایشان علیرغم اینکه قیاس بهعنوان منبع استنباط در مذهب تشیع نپذیرفته، در راستای تبیین احکام فقهی شیعه و پذیرش آن از سوی فقهای اهل تسنن، در مواردی به قیاس استناد کرده است؛ همچنین با درایت و زمانسنجی شرایط جامعه آن روز، با اشراف به منابع فقهی مذهب شافعی و تا حدودی دیگر مذاهب اسلامی، با تکیه بر عقلگرایی، سعی بر توسعه فقه مقارن داشته است.