اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی بر عاطفه خودآگاه و کیفیت زندگی خانواده در مادران دارای کودک با ناتوانی ذهنی

نویسندگان

1 گروه روانشناسی کودکان، دانشکده علوم انسانی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسالمی، اهواز، ایران.

2 گروه روا نشناسی، دانشکده علوم انسانی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران.

3 گروه روان‌شناسی، دانشکده علوم انسانی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران.

4 گروه روان‌شناسی، دانشکده علوم انسانی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران.

doi
10.32598/SJRM.12.3.3
چکیده

مقدمه و اهداف داشتن فرزندان با ناتوانی ذهنی، والدین و به‌ویژه مادران را با مشکلات روان‌شناختی، هیجانی و اجتماعی مختلفی مواجه می‌سازد. بر همین اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی بر عاطفه خودآگاه و کیفیت زندگی خانواده در مادران دارای کودک با ناتوانی ذهنی انجام شد.مواد و روش‌ها روش پژوهش حاضر نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری این پژوهش شـامل مـادران دارای کودک با ناتوانی ذهنی شهرستان اردبیل در 6 ماهه اول سال 1400 بود. در این پژوهش تعداد 37 مـادر دارای کـودک با ناتوانی ذهنی با روش نمونه‌گیری هدف‌مند انتخاب و با گمارش تصادفی در گروه‌های آزمایش و کنترل جایگزین شدند. مادران حاضر در گروه آزمایش به‌مدت 8 جلسه طی 2 ماه رفتار درمانی دیالکتیکی را دریافت کردند. در این پژوهش از پرسش‌نامه عاطفه خودآگاه و پرسش‌نامه کیفیت زندگی خانواده استفاده شد. داده‌ها به‌شیوه تحلیل واریانس آمیخته تجزیه‌وتحلیل شد.یافته‌ها نتایج نشان داد رفتاردرمانی دیالکتیکی بر عاطفه خودآگاه مثبت، (P=0001 و η2=0/68 و  F=75/20)، عاطفه خودآگاه منفی (P=0001 و η2=0/56و  F=45/19) و کیفیت زندگی خانواده (P=0001 و η2=0/67 و  F=71/74) در مادران دارای کودک با ناتوانی ذهنی تأثیر معنادار دارد.نتیجه‌گیری باتوجه‌به نتایج پژوهش حاضر، براساس یافته‌های پژوهش حاضر می‌توان چنین نتیجه گرفت که رفتاردرمانی دیالکتیک با بهره‌گیری از تکنیک‌های تحمل پریشانی، پذیرش و خودنظم‌جویی هیجانی می‌تواند به‌عنوان یک درمان کارآمد برای بهبود عاطفه خودآگاه و کیفیت زندگی خانواده مادران دارای کودک با ناتوانی ذهنی استفاده شود.