الگوی لایهای توسعه راهبرد مبتنی بر سناریوسازی در شرایط عدم قطعیت
نویسندگان
1 استاد گروه علوم سیاسی و مطالعات انقلاب اسلامی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه شاهد، تهران، ایران.
2 دانشیار گروه مدیریت صنعتی، دانشکده معارف اسلامی و مدیریت، دانشگاه امام صادق (علیه السلام)، تهران، ایران.
3 دانشجوی دکترای آینده پژوهی، پژوهشکده آینده پژوهی، دانشگاه بین المللی امام خمینی، قزوین، ایران.
4 استادیار، دانشگاه و پژوهشگاه عالی دفاع و تحقیقات راهبردی، تهران، ایران.
doi
چکیده
دیدگاهها و نوشتههای موجود در خصوص توسعه راهبردها با بهرهگیری از سناریوسازی ، از سردرگمیهای عمیق و شکافی جدی رنج میبرد که این امر از کمبود تحقیق و توسعه نظری جامع و فقدان انسجام و توافق در خواستگاههای مختلف نظری در حوزه سناریوسازی ناشی میشود. این مقاله با پذیرش مزیتهای عملیاتی روششناسیهای موجود، به استفاده از روش سناریوسازی در مسیری معرفتیتر، و جامعتر میپردازد و ضمن ساماندهی این ویژگیها در الگویی دو لایهای، به پیوستگی ابعاد نظری و الزامات بنیادین سناریوسازی، به همراه گامهای عملیتر و شناخته شدهتر آن، توجه داشته و این مهم را به انجام میرساند. در این الگوی دو لایهای، علت کاویهای اثباتگرایانهی مرسوم در لایهی اول، با معنا کاویهای پساساختارگرا در لایهی دوم ترکیب میشود و ادعا دارد که با تلاشی نمادین و پیوسته، کمک میکند تا سازمان در شرایط عدم قطعیت، به کشف یا ساخت معانی و حقایق منظم از موضوع، نزدیکتر شود. این پژوهش، از روش و تکنیک دابین، بهره برده است و بر اساس این روششناسی با شیوهی استنادی تولید الگو را به انجام میرساند و همچنین پیشنهاداتی برای تایید و اثبات جنبههای مختلف و بلندمدت الگو ارایه میدهد. پژوهش حاضر، گرچه ماهیت مقدماتی دارد، اما با این نیت به انجام رسیده است که کاری برای درک نظری و تصدیق درستی آموزههای مربوط به پیوند پایدار راهبرد و تصمیمات راهبردی با سناریو از طریق پژوهش درست و منطقی و لایهای برای سازمان انجام دهد.