تأثیر تنوع‌‌بخشی فعالیت‌‌های اقتصادی بر انتشار گاز دی‌اکسیدکربن در کشورهای عضو منا: روش خودرگرسیونی با وقفه‌‌های توزیعی داده‌‌های پانلی

نویسندگان

1 استاد، گروه اقتصاد، دانشکده اقتصاد و مدیریت، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران

2 دانشجوی کارشناسی ارشد اقتصادی، گروه اقتصاد، دانشکده اقتصاد و مدیریت، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.

doi
10.22034/eiat.2025.230837
چکیده

امروزه توسعه پایدار یکی از حیاتی‌‌ترین دغدغه‌‌های کشورهای جهان می‌‌باشد. بنابراین، محققان به دنبال بررسی ابعاد اقتصادی، اجتماعی و محیط‌زیستی توسعه پایدار می‌‌باشند. حال، با توجه به اهمیت تنوع‌‌بخشی اقتصاد در بهبود رشد اقتصادی، افزایش رفاه و کاهش فقر، هدف مطالعه حاضر، بررسی فرضیه محیط‌زیستی کوزنتس بر اساس کل اقتصاد و همچنین ارزیابی تأثیر تنوع‌‌بخشی اقتصاد بر انتشار CO2 در کشورهای عضو منا در دوره زمانی 2020-1974 با استفاده از روش خودرگرسیونی با وقفه‌‌های توزیعی (ARDL) داده‌‌های پانلی و با ‌به‌کارگیری رویکرد میانگین گروهی تلفیقی (PMG) بوده است. نتایج این مطالعه نشان دادکه مصرف انرژی در بلندمدت منجر به افزایش انتشار گاز CO2 و در کوتاه‌‌ مدت منجر به کاهش انتشار دی‌اکسیدکربن می‌‌گردد. این نتیجه به این معنی است که افزایش مصرف انرژی که عمدتا ناشی از افزایش سطح تولید است، ممکن است در کوتاه‌‌مدت به ضرر ‌محیط‌زیست باشد، اما در بلندمدت از طریق بهبود تکنولوژی تولید و افزایش تولید انرژی پاک، منجر به کاهش آلودگی می‌‌گردد. همچنین، ارزش افزوده کل اقتصاد در بلندمدت، تأثیر منفی و معنی‌‌داری بر آلودگی ‌محیط‌زیست دارد. این بدان معنی است که کشورهای تحت بررسی در بلندمدت به سیاست‌‌های کاهش آلودگی دست یافته‌‌اند و افزایش رشد اقتصادی را با کاهش تخریب ‌محیط‌زیست همراه نموده‌‌اند. در رابطه با تنوع‌‌بخشی فعالیت‌‌های اقتصادی، در بلندمدت، ارزش افزوده بخش 6 (حمل و نقل، ارتباطات) و 7 (سایر فعالیت‌‌ها) فرضیه منحنی کوزنتس و وجود رابطه به شکل U معکوس بین ارزش‌‌افزوده و آلودگی را تأیید می‌‌نماید. بنابراین، افزایش فعالیت در این بخش‌‌ها در ابتدا منجر به افزایش آلودگی و بعد از عبور از یک نقطه معین، افزایش ارزش افزوده، منجر به بهبود کیفیت ‌محیط‌زیست می‌‌گردد. همچنین، بخش 1 (کشاورزی، شکار، جنگلداری، ماهیگیری)، 4 (ساخت و ساز)، و 5 (عمده‌‌فروشی، خرده‌‌فروشی، رستوران و هتل) نشان‌‌دهنده یک رابطه به U شکل بین ارزش افزوده و آلودگی می‌‌باشد. علت این نتیجه می‌‌تواند این واقعیت باشد که در این بخش‌‌ها، با عبور از میزان معینی از تولید، فناوری تولید تغییر می‌‌کند و استفاده از فناوری آلاینده منجر به تخریب فزاینده ‌محیط‌زیست می‌‌شود. در بخش 3 (تولید) نیز افزایش فعالیت‌‌های اقتصادی منجر به افزایش آلودگی با شیب ثابت می‌‌گردد. این بدان معنی است که فناوری فعالیت‌‌های تولیدی در کشورهای تحت بررسی، یک فناوری آلاینده می‌‌باشد. شایان ذکر است که بر اساس نتایج، در بخش 2 (معدن، صنایع استخراجی و تولیدی شامل برق، گاز و آب) ارزش افزوده تأثیر معنی‌‌داری بر ‌محیط‌زیست ندارد.