کاربست الگوی سیستمی سیاستگذاری ترافیک شهری با محوریت حفاظت از محیطزیست در شهر تهران
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه سیاستگذاری عمومی، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 دانشیار گروه علوم سیاسی و روابط بینالملل، واحد شیراز، دانشگاه آزاد اسلامی، شیراز، ایران.
3 دانشیار گروه جغرافیا و برنامهریزی منطقهای، واحد شیراز، دانشگاه آزاد اسلامی، شیراز، ایران.
4 دانشیار گروه علوم سیاسی و روابط بینالملل، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
10.22034/eiat.2025.230838چکیده
یکی از بزرگترین و مهمترین معضلات موجود در کلانشهرهای جهان، مسألة حمل و نقل شهری، ترافیک و آلودگیهای محیطزیستی است. اهمیت این موضوع به نحوی است که گذشته از حوزههای اقتصاد، بهداشت و درمان و سلامت، حوزههای دیگری همچون تخریب محیطزیست را به نحوی فراگیر تحت الشعاع خود قرار داده است. به همین سبب، بسیاری از مسئولان و سیاستگذاران کلان در کشورهای مختلف جهان به ارایه الگوها و اتخاذ سیاستگذاریهای مختلفی جهت حل و فصل این موضوع اقدام نمودهاند. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی سیستمی سیاستگذاری ترافیک شهری با محوریت حفاظت از محیطزیست در شهر تهران است. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی، به لحاظ روش گردآوری دادهها، اکتشافی و به لحاظ ماهیت دادهها، کیفی و کمی (آمیخته) است. روش گردآوری دادهها و تحلیل در بخش کیفی، از نوع مصاحبه و جهت تحلیل از روش تحلیل تم(مضمون)، استفاده گردید و در بخش کمی، پرسشنامه و مدلسازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS) است. جامعه پژوهش حاضر را کارشناسان و صاحبنظران مرتبط با مبحث تحقیق در حوزة سیاستگذاری، مطالعات شهری، محیطزیست و بهداشت و همچنین اساتید دانشگاه، تشکیل دادند. در این تحقیق و در بخش کیفی با استفاده از روش نمونهگیری گلوله برفی، از نظرات 16 نفرخبره استفاده شد. همچنین، در بخش آماری تحقیق و بر اساس روش نمونهگیری در دسترس و فرمول کوکران، از نظرات 225 نفر از کارشناسان مرتبط با مبحث تحقیق، استفاده گردید. براساس یافتههای پژوهش، 32 مفهوم در قالب 8 مقوله شناسایی و در قالب سه دسته عوامل ورودی، فرآیندها و خروجی دستهبندی شدند. در الگوی سیستمی مذکور، عوامل ورودی شامل سیاستگذاری فرهنگی و سیاستگذاری هدفمند؛ فرآیندها شامل سیاستگذاری دانشبنیان، سیاستگذاری بازدارنده، سیاستگذاری تعاملی، سیاستگذاری راهبردی و سیاستگذاری قانونی و نهایتاً خروجی این مدل سیستمی سیاستگذاری رفاهی میباشد.