مقایسه اثربخشی تمرینات یکپارچگی حسی همراه و بدون ربات بر رفتارهای کلیشهای پسران مبتلا به اختلال طیف اوتیسم
نویسندگان
1 گروه روانشناسی، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی، واحد تهران مرکزی، داشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 گروه روانشناسی، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی، واحد تهران مرکزی، داشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
3 گروه روانشناسی، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی، واحد تهران مرکزی، داشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
10.32598/SJRM.12.1.14چکیده
مقدمه و اهداف اختلال طیف اوتیسم در کودکان به شکل تخریب کیفی در برقراری ارتباط و الگوهای کلیشهای در رفتار و علایق ظهور میکند. برخی از پژوهشگران علت ایجاد الگوهای کلیشهای در رفتار این کودکان را نوعی نارسایی حسی در برابر محرکات حسی میدانند. کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم بهخوبی میتوانند از سیستمهای قانونمند و قابل پیشبینی مانند رایانهها استفاده کنند. شاید بتوان از رباتها بهعنوان دوست یا کمک درمانگر درجهت آموزش مهارتهای مختلف اجتماعی و شناختی به کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم استفاده کرد. هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی تمرینات یکپارچگی حسی همراه و بدون ربات بر رفتارهای کلیشهای پسران مبتلا به اختلال طیف اتیسم میباشد.مواد و روشها روش این پژوهش نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش پسران 7-9 ساله طیف اوتیسم سطح متوسط، مدارس پسرانه اوتیسم شهر تهران در سال تحصیلی 1397-1398 بودند . از داوطلبان واجد شرایط ، 45 نفر بهشیوه دردسترس انتخاب شدند و بهصورت تصادفی در 3 گروه 15 نفری تمرینات یکپارچگیحسی بههمراه ربات و یکپارچگیحسی بهتنهایی و کنترل قرارگرفتند. برای آزمودنیها پیشآزمون،پسآزمون و آزمون پیگیری پس از 2 ماه، با آزمون گارز 2 (تشخیص اوتیسم گلیام 1994) انجامشد. با هر 2 گروه آزمایش 15 جلسه شیوه یکپارچگیحسی کار شد. همزمان یک گروه آزمایش 15 جلسه از درمان با ربات نیز بهره برد. گروه کنترل، درمانی دریافت نکرد. دادهها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی با نسخه 22 نرمافزاز SPSS در سطح معناداری 0/05 تحلیل شد.یافتهها یافتهها نشان داد میزان تغییرات بروز رفتارهای کلیشهای در 3 گروه یکسان نبود. بررسی ردیفهای معنادار نتایج نشان داد در موقعیت آزمایش، میانگین نمرات گروه تمرینات یکپارچگی حسی با ربات، بیشتر از تمرینات یکپارچگی حسی بدون ربات بود و گروه کنترل، کاهش و تغییر داشته است ( 0/05> P).نتیجهگیری یافتهها نشان میدهند که تلفیق 2 شیوه درمانی یکپارچگی حسی و درمان با ربات ، بیشتر از شیوه یکپارچگی حسی به تنهایی موجب بهبود رفتارهای کلیشهای کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم میشود.