از‌کارگری‌تا‌کُنش‌گری‌سیاسی؛‌مواجهة‌ایرانیان‌با‌اعتصابات ‌ ‌جنوب‌قفقاز(‌‌0011تا‌انقلاب‌001۵م) ‌

نویسندگان

1 دکتری تاریخ ایران اسلامی دانشگاه تربیت مدرس تهران، ایران

doi
10.22034/jiiph.2025.63081.2533
چکیده

در دورۀ قاجاریه، حجم گسترده‎ای از نیروی کار ایرانی با عبور قانونی و غیرقانونی از مرزها، وارد مناطقی از جنوب قفقاز می‎شدند. این مهاجران افرادی به‌لحاظ سیاسی ناآگاهی بودند که با وجود اشتغال به طاقت‎فرساترین کارها، در پایین‎ترین سطح زندگی می‎کردند اما در طی سال‎ها زندگی در محیط قفقاز، تجربه‎های متفاوتی نسبت به زندگی گذشته خود در وطن، پشت سر گذاشتند که منجر به آگاهی‎ جدیدی در آنان شد. با توجه به این مهم، مقالۀ حاضر با رویکرد «تاریخ از پایین» و الهام‎گیری از الگوی روش‎شناسی «ادوارد پالمر تامپسون» به این سؤال پاسخ می‎دهد که کارگران در اعتصابات سال‎های 1900 تا انقلاب 190۵م، در قفقاز چه جایگاهی داشتند و آنان به‌عنوان نیروهایی عمدتاً به‌لحاظ سیاسی ناآگاه چگونه به این جایگاه رسیدند؟ یافته‎های پژوهش نشان می‎دهد کنش‌گری کارگران مهاجر ایرانی در تحولات سال‎های 1900 تا انقلاب 190۵م در قفقاز تحت تأثیر تجربۀ زیستۀ آنان شکل گرفت.؛ بدین صورت که این افراد طی سال‎ها کار و زندگی در محیط‎های کارگری و عدم برخورداری از کمترین امکانات (مسکن، بهداشت، تغذیه و غیره) به‌عنوان طبقۀ کارگر، تجربه‎های مشترکی پشت سر گذاشتند که این تجربه‎های مشترک دردها، کینه‎ها، نفرت‎ها و غیره، در آنان به‌وجود آورد و باعث شد تا با حضور در گروه‎های سیاسی، در اعتصابات شرکت کنند و درنتیجه کارگران ایرانی توانستند در کنار دیگر کارگران تا حدودی مهر منافع طبقاتی خود را بر تحولات قفقاز بکوبند.