مسئلۀ کارگری در مناطق نفتی جنوب در سال‌های کودتای رضاخانی: از اعتراض تا تغییر سیاست‌ها سه‌گانۀ دولت، شرکت نفت و کارگران (130۴-1299ش)

نویسندگان

1 استادیار سازمان اسناد و کتابخانه ملی، تهران، ایران

doi
10.22034/jiiph.2025.66436.2565
چکیده

در واپسین سال‌های حکومت سلسلۀ قاجار، جنگ جهانی اول، حضور قوای بیگانگان در ایران و ضعف حکومت مرکزی موجب افزایش قدرت شرکت نفت انگلیس و ایران در مناطق نفتی جنوب شده و امکان چانه‌زنی را از کارگران گرفته بود. کاهش دستمزد، تنبیه و اخراج کارگران ایرانی رنج هرروزه‌ای بود که با پایان یافتن جنگ و روی کار آمدن حکومت کودتا، به دولت فرصت داد تا با شرکت نفت انگلیس و ایران، رویارویی مهم داشته و نقش فعال‌تری در احقاق حقوق کارگران به عهده بگیرد. اعتراضات کارگری، اعتصابات و عریضه‌ها نیز در این میان بی‌تأثیر نبود. مسائل کارگری در صنعت نفت جنوب ایران در سال‌های حکومت کودتا (۱۳۰۴-۱۲۹۹ش) چه بود؟ با توجه به تعامل پیچیده بین نیروی کار و سرمایه (شرکت نفت انگلیس و ایران) دولت ایران کجای این تعاملات ایستاده بود؟ شناسایی عوامل مؤثر بر شکل‌گیری و بروز چالش‌های کارگری و نقش دولت در مواجهه با این چالش‌ها سؤال اصلی پژوهش است. براساس یافته‌های این پژوهش، دولت در این زمان هنوز نقش بازدارنده و سرکوب‌کنندۀ فعالیت‌های کارگری دوران رضاشاهی همچون سال‌های بعدتر را نپذیرفته و در هیئت حامی و پشتیبان حقوق کارگری، ایفای نقش می‌کرد. این پژوهش با استفاده از روش تحلیل تاریخی و با بهره‌گیری از منابع آرشیوی، اسناد دولتی و گزارش‌های تاریخی، به بررسی تحولات این دوره پرداخته‌است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که افزایش تقاضا و عرضۀ نیروی کار ناشی از شرایط نامساعد اقتصادی و اجتماعی، همراه با ابهامات قرارداد دارسی، زمینه‌ساز سوءاستفادۀ شرکت نفت از حقوق کارگران شد. اعتراضات کارگری در برابر تبعیض و نابرابری، دولت را بر آن داشت تا با تثبیت قدرت مرکزی و تشکیل کمیسیون‌های حل اختلاف، نقش فعال‌تری در حمایت از حقوق کارگران ایفا کند. فشارهای دولت و اعتراضات کارگری منجر به تغییر سیاست‌های شرکت نفت در زمینۀ استخدام، آموزش و پرداخت دستمزدها شد.