تأثیر نظام اقتصاد جهانی بر تولید و تجارت ابریشم ایران: 1940-1920
نویسندگان
1 استادیار گروه تاریخ دانشگاه فرهنیگان تهران، ایران
2 دانشیار گروه علوم تاریخ، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
doi
10.22034/jiiph.2025.64441.2545چکیده
ابریشم ازجمله محصولات کشاورزی است که نقش مهمی در صنعت نساجی دارد. گسترش نظام اقتصاد جهانی و روابط بازرگانی ایران با اروپا در سدههای هفدهم و هجدهم، نقش برجستهای در صادرات و اقتصاد کشاورزی ایران ایفا کرد؛ اما در سدۀ نوزدهم تولید آن با افتوخیزهایی همراه بود که عمدتاً در بیرون از نظام اقتصادی ایران به آن تحمیل شده بود. این پژوهش به بررسی تأثیر متقابل مسائل بینالمللی و سیاستهای داخلی دولت مدرن بر فرازوفرود تولید و تجارت ابریشم ایران، در فاصلۀ میان دو جنگ جهانی میپردازد. این اثر تلاش دارد تا با روش تحقیق تاریخی و با استفاده از رویکرد توصیفیتحلیلی به این پرسش اصلی پاسخ دهد که نظام اقتصاد جهانی چه تأثیری بر تولید و تجارت ابریشم ایران داشت و برنامههای دولت در این خصوص تا چه اندازه موفقیتآمیز بود؟ یافتههای پژوهش نشان میدهد که جنگ جهانی اول، بحران اقتصاد جهانی 1929 و روابط بازرگانی ایران و شوروی نقش مهمی در جهتگیری فعالیت نوغانداران و فرازوفرود تولید و صادرات ابریشم داشت. در مقابل، دولت ایران با ایجاد و توسعۀ ادارۀ نوغان، صنعتیسازی جایگزین واردات، برپایی شرکت سهامی نوغان و توسعۀ آموزش حرفهای کوشید تا بر این موانع غلبه کند. با برپایی صنایع ابریشمبافی همراه با محدودیت واردات پارچههای ابریشمی، بر مقدار تولید پارچه داخلی افزوده شد. بااینحال، هرچند کوششهای دولت بهطور موقت، تغییراتی نسبی در جهتگیری تولید پدید آورد، اما بهدلیل عدم کشش تقاضای خارجی پس از بحران اقتصادی 1929 و بحرانهای شتابان بینالمللی، این تغییرات ناپایدار بود و درنتیجه موفقیت چندانی حاصل نشد.