مروری بر ارزیابی راهبردی مدیریت پسماند شهری در ایران و جهان
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری علوم و مهندسی محیطزیست، پژوهشکده علوم محیطی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 دانشیار، پژوهشکده علوم محیطی، دانشگاه شهید بهشتی تهران، ایران،
doi
چکیده
سرانه تولید پسماند برای هر شهروند ایرانی حدود 700 گرم میباشد که این میزان فراتر از استانداردهای جهانی است. تولید این حجم زباله نیازمند مدیریتی راهبردی و تدوین سیاستگذاریهای کلان برای دستیابی به اهداف توسعه پایدار میباشد. امروزه مدیریت پسماند جامد بهصورت چالشی عمده، در نقاط مختلف جهان بهخصوص شهرهای پرجمعیت و در حال توسعه دیده میشود و دلایل اصلی این چالش عواملی مانند رشد جمعیت و گسترش شهرها، عدم برخورداری از الگوی مصرف مناسب، کاهش منابع مالی و ضعف برنامهریزی است. در پژوهش تطبیقی حاضر، با استفاده از مطالعات کتابخانهای و جستجو در سایتهای علمی، با توجه به مشکلات و چالشهای مدیریت پسماند شهری در کشورهای در حال توسعه از جمله ایران، ابتدا استراتژی مدیریت پسماند در کشورهای دارای سیاستهای مدون، بررسی و نکات مهم آن مشخص شد. سپس با توجه به این سیاستگذاریها و شرایط فعلی ایران، نکات مثبت و منفی، بایدها، نبایدها و چالشها در مدیریت پسماند کشور بررسی گردید. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که در اکثر مناطق دنیا معمولا طیف گستردهای از اقدامات مدنظر قرار میگیرند تا بتوان اقدامات موثرتری در تحقق اهداف و سیاستهای تدوین شده در ارزیابی راهبردی مدیریت پسماند به انجام رساند. این اقدامات با توجه به شرایط مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، میزان آگاهیهای عمومی و مشارکتهای مردمی، وجود زیرساختهای قانونی و مدنی متفاوت خواهند بود. با توجه به مطالب مذکور از جمله سیاستهای مهم و شایان توجه در سطح جهانی که در دستور کار تدوین راهبردهای مدیریت پسماند به کارگرفته میشوند، میتوان موارد ذیل را عنوان نمود: اتخاذ استراتژی پسماند صفر، توجه به استراتژی سلسله مراتب مدیریت پسماند، حمایت از بخش خصوصی، ترغیب به کاهش مصرف ظروف یکبار مصرف و پلاستیک، توجه به اقتصاد چرخشی و استراتژی 3R، سعی در جلب مشارکت مردم، توسعه زیرساختهای فنی، جلب حمایت بانک جهانی و همکاریهای بینالمللی. با بررسی دقیق نقاط قوت و ضعف این استراتژیها، تجزیه و تحلیل آنها و مقایسه با وضعیت کنونی مدیریت پسماند ایران، میتوان گامهای موثرتری در تدوین راهبردهای کلان در این زمینه برداشت. علاوه بر موارد فوقالذکر وجود قانون مدیریت پسماند در ایران و توجه به تدوین ارزیابی راهبردی محیطزیست در برنامههای پنجساله توسعه کشور نوید وجود پتانسیلی قوی برای تدوین و سیاستگذاریهای مدون در این حوزه را میدهد. با توجه به نحوه مدیریت پسماند در نقاط مختلف جهان به نظر میرسد تجدیدنظر در ساختار مدیریتی پسماند در ایران میتواند راهگشایی در زمینهی مدیریت مطلوب و بهینه باشد و این کار از طریق ایجاد یک سازمان مستقل مانند «سازمان مدیریت جامع پسماند کشور» امکانپذیر خواهد بود. از آنجا که در حال حاضر وظیفهی نظارت بر نحوه مدیریت پسماند بر عهده سازمان حفاظت محیطزیست کشور میباشد و این سازمان با توجه به گستردگی وظایف، کمبود نیروی انسانی و نبود زیرساختها عملا امکان انجام این مهم را به طور مطلوب ندارد، لذا ایجاد سازمان مدیریت جامع پسماند کشور میتواند با مدیریتی متمرکز و نظارتی یکپارچه علاوه بر تدوین سیاستهای کلان مدیریت راهبردی پسماند کشور و ایجاد اقدامات موثر در افزایش همکاریهای بین سازمانی از جمله همکاری با سازمان حفاظت محیطزیست، سازمان مدیریت و برنامهریزی، وزارت کشور، وزارت بهداشت، شهرداریها و سایر ارگانها بر نحوه دفع مناسب و اصولی پسماند در بخشهای پزشکی، صنعتی، ویژه، کشاورزی و خانگی نیز نظارتی اثر بخش داشته باشد.