بررسی سیاستهای فقرزدایی دولت پهلوی اول بر مبنای نظریه دولت توسعهگرا (مطالعه موردی: اصفهان)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری تاریخ ایران بعد از اسلام دانشگاه اصفهان، ایران
2 استادیار دانشگاه بینالمللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران
doi
10.22034/jiiph.2024.61156.2510چکیده
فقر بهعنوان علت و معلول توسعهنیافتگی، از مظاهر اصلی دوره قاجار بود که با اشغال کشور در جنگ جهانی اول بر شدت آن افزوده شد. در چنان شرایطی، جامعه بیش از هر چیز به دنبال فردی برای ایجاد وحدت، امنیت، رشد، توسعه و رفع عوامل عقبماندگی بود. رضاشاه در پاسخ به این شرایط زمانه روی کار آمد و اقداماتی را در جهت مدرنیزاسیون و توسعه کشور انجام داد. در همین راستا، او برنامههایی را برای رفع فقر که یکی از عوامل و نشانههای توسعهنیافتگی محسوب میشد، اجرا کرد. هدف پژوهش حاضر، بررسی سیاستهای فقرزدایی دولت پهلوی اول بر مبنای نظریه دولت توسعهگراست که با تمرکز بر اصفهان صورت میگیرد. این تحقیق با رویکردی توصیفیتحلیلی و با تکیه بر اسناد آرشیوی و نشریات محلی انجام میشود. نتایج تحقیق نشان میدهد دولت پهلوی اول با هدف توسعه و مدرن کردن کشور، اقداماتی را برای رفع فقر انجام داد که ازجمله آنها میتوان به جمعآوری و اسکان فقرا، پرداخت کمکهای نقدی، اطعام فقرا، تهیه پوشاک و ارائه خدمات آموزشی و بهداشتی رایگان اشاره کرد. هرچند این اقدامات تأثیراتی در رفع فقر آموزشی، بهداشتی و رفاهی فقیران داشت اما به دلیل فقدان روحیۀ فقیرنوازی و عدالتورزی در نظام حاکم و سقوط دولت با اشغال دوبارۀ کشور در جنگ جهانی دوم، پدیدۀ فقر همچنان بهصورت گستردهای باقی ماند.