نقش ابراهیم شیخ شاه شروانی در مناسبات ‌شاه‌اسماعیل صفوی و سلطان سلیم عثمانی (با تکیه بر مجموعه منشآت‌السلاطین)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری تاریخ ایران دوره اسلامی دانشگاه تهران، ایران

2 دانشیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی تهران، ایران

3 دانشیار گروه تاریخ دانشگاه ارومیه، ایران

doi
10.22034/jiiph.2024.60282.2500
چکیده

هم‌زمان با فعالیت‌های قزلباش‌ها در نخستین ‌سال‌های تشکیل دولت صفوی، شاهزاده سلیم حاکم یکی از ولایت عثمانی در مجاورت قلمرو صفویه بود. وی از همان ایام، عزمی جدی در مقابله با قزلباشان که در مناطق مختلف عثمانی ایجاد آشوب و دخالت می‌کردند، داشت. در راستای آن پس از دست‌یابی به سلطنت نیز، درصدد مقابلۀ جدی با صفویان و قزلباشان برآمد و کار را به نبرد چالدران کشاند. اگرچه پیروزی عثمانیان در جنگ چالدران، ضربۀ سنگینی به دولت نوپای صفوی وارد ساخت، اما بروز برخی مشکلات و موانع، سلطان سلیم را از ادامۀ مقابله‌جویی بیشتر بازداشت. هرچند سلطان سلیم، ‌سال‌ها بعد نیز درصدد مقابله بیشتر با صفویان بود، اما در این میان فرصت‌هایی پیش آمد که حاکمان منطقه‌ای و محلی همجوار مانند شروانشاه ابراهیم شیخ شاه ‌به‌خاطر حفظ منافع خود یا ایجاد تعادل منطقه‌ای نقش واسطۀ صلح و آشتی را میان طرفین ایفا نمایند. درواقع حاکمانی مانند شروانشاه فرصتی برای ردوبدل پیام‌های آشتی‌جویانه طرفین شدند. در این راستا مکاتبات سلطان سلیم با حاکم شروان که در مجموعۀ منشآت‌السلاطین منعکس شده است، اهمیت خاصی دارد. حال مسئلۀ اصلی پژوهش حاضر این است که در این مقطع، شروانشاه ابراهیم شیخ شاه با کدامین موقعیت و امتیازات، به چنین نقشی در مناسبات عثمانی و صفویان دست یافت وحاصل آن چه شد؟ و اینکه چرا سلطان سلیم به او اعتماد داشت و اجازه چنین مداخله‌ای را برای او قائل شد؟ این نوشتار با روش و رویکرد توصیفی‌تحلیلی در پی واکاوی نقش سیاسی و دیپلماتیک ابراهیم شیخ شاه شروانی در تعیین مناسبات صفویان و عثمانیان و روند و دستاورد‌های آن است.