تبیین نظریه ساختاردهی گیدنز در تحقیقات حسابداری از منظر دانش

نویسندگان

1 استادیار و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرکرد(نویسنده مسئول)

2 دانشجوی دکتری تخصصی حسابداری،دانشگاه آزاد اسلامی،واحد شهرکرد

doi
چکیده

از 25 سال پیش که تئوری ساختاری گیدنز (ST) در مقالات حسابداری معرفی شده ، موقعیت خود را به عنوان یکی از مکاتب مهم فکری برای کشف حسابداری به صورت پدیده ای سازمانی، اجتماعی و سیاسی در سازمانها،  تقویت نموده  و از سوی بیشتر محققان حسابداری ،بعنوان یک نظریه پذیرفته شده است. این تئوری ، نه تنها برای به چالش کشیدن مفروضات ویژگی های ذاتی و کاربردی سیستم های اطلاعات حسابداری و حسابداری مدیریت ، مفید است ؛ بلکه دیگر منابع تئوری های جایگزین را نیز توسعه می دهد. گیدنز ، نظریه ساختاری خود را به مدیران و پژوهشگران حسابداری در بخش های مفید اثبات نموده و در پژوهش های مختلف خود از تئوری بنیانگذاران جامعه شناسی نظیر مارکس، وبر و دورکیم در فرایندهای تفسیری و کاربردی نظریه ساختاری استفاده نموده است. نظریه ساختاری ، در مورد نقش حسابداری در ساختار هر دو روابط فردی و دپارتمانی سازمان، نقش اساسی ایفا می کند. تمرکز نظریه گیدنز، از نوع سازمانی و «استراتژیک» است تا بر این اساس ، نقش محوری را که حسابداری به نظر می رسد در ساخت و بازسازی سازمان ها ایفا می کند، انتقال دهد . نظریه ساختاری حسابداری را ، از زیر ذره بین می توان به عنوان یک ساختار "مهم آماده و ساخته شده جهت خدمت به سازمان دید. همچنین بعنوان مجموعه ای بسیار خاص از معانی است که از طریق آن به درک بهتری از رویدادی سازمانی می توان رسید. معرفی تئوری ساختاری گیدنز (ST)،کمک قابل ملاحظه ای برای به چالش کشیدن فرض های کارکردگرایی است که زیربنای تحقیقات تفکر غالب است. در مقاله حاضر،برای اولین بار در کشور، به معرفی و تبیین تئوری ساختاری گیدنز ،سیر تحولات پژوهشهای حسابداری مرتبط با این تئوری و نحوه تعامل و ارتباط این تئوری و اجزای آن در سیستم حسابداری از منظر دانش پرداخته می شود.